تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 923

مساهمون:

ص٩٢٣
و ايضا در كتب مزبور و در خرايج و غيرها مذكور است « 1 » كه محمد بن على بن ابراهيم بن موسى بن جعفر گفت : پريشانى ما بغايت رسيد ، به پدرم گفتم كه كرم و سخاوت ابى محمد عليه السّلام مشهور است اگر به خدمت او مىرفتيم ظن من اين است كه به ما نيز اكرام و انعام او شامل مىشد . پس متوجه ملازمت شديم ، در راه ، پدرم گفت : سخت محتاجم به آنكه از آن حضرت پانصد درهم به من برسد كه دويست درهم آن را رخت و لباس بخرم و دويست درهم صرف طعام كنم و صد درهم را از جهت ما يحتاج اهل و عيال بگذارم . چون پدرم اين گفت ، من در خاطر گذرانيدم كه كاش به من نيز سيصد درهم بدهد كه به صد درهم از آن الاغى بخرم و صد درهم را اسباب كدخدائى « 2 » خريده به جبل روم و از مردم آنجا زنى بخواهم و صد درهم را در نفقهء او صرف كنم . چون به در خانه رسيديم غلامى بيرون آمده گفت : على بن ابراهيم و پسرش درآيند . چون به سلامش مشرّف شديم ، به پدرم فرمود كه چه چيز تو را از ديدن ما غافل ساخت ؟ پدرم گفت : مشغولى و كاهلى كه لازمهء من است و ساعتى نشسته بعد از آن بيرون آمديم و چون به دهليز رسيدم غلامى آمد و كيسه‌اى به دست پدرم داد و گفت : پانصد درهم است ! دويست درهم از براى رخت و دويست به جهت طعام و صد از بهر ما يحتاج و كيسه‌اى به من داد گفت : سيصد درهم است ! صد درهم بهاى الاغ و صد به جهت نفقه و صد به واسطهء خرج كدخدائى ، امّا به جبل مرو بلكه به « سورا » متوجه شو كه تو را در آنجا فرجى خواهد بود و من به فرموده عمل نموده به « سورا » رفتم و مرا در آنجا نفعهاى بسيار حاصل شد و امروز از بركت او صاحب دو هزار دينارم و احوالم روز به روز در ترقى است .
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ، ص 437 و 438 ؛ روضة الواعظين ص 247 ؛ كشف الغمه ج 3 ، ص 200 . ( 2 ) . كدخدائى - دامادى و ازدواج
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 923 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده