متوفّى ساخت تا امامت به امام موسى عليه السّلام تعلّق گيرد ، درين فكر بودم كه امام عليه السّلام ملتفت به من شد فرمود كه بلى ، يا ابا هاشم ! حق تعالى در حق ابو محمد بعد از برادرش ظاهر ساخته چيزى را كه كسى را علم به آن نبود ؛ چنانچه در جدّم امام موسى عليه السّلام بعد از گذشتن اسماعيل ظاهر ساخته بود و اين امر چنان است كه در خاطر تو مىگذرد و اگر چه بعضى از گمراهان را خوش نيايد و ابو محمد بعد از من امام و رهنماست و نزد اوست علمى كه خلق به آن محتاج باشند و اسباب و علامات امامت با اوست . ابو هاشم گويد : من آن حضرت را دعا كردم و امام خود را شناختم . و نصوص بر امامت آن حضرت بسيار است و در كشف الغمّه و غيره بعضى از آن مذكور است ، به همين قدر درين كتاب اكتفا كرده شد .
و معجزات آن حضرت اگر چه بسيار است و به حساب در نمىآيد امّا به ناچار به بعضى از آن اشاره بايد نمود . از آن جمله اينكه در كشف الغمه و فصول المهمه و مناهج مسطور است « 1 » كه حسن بن طريف گفت : « تب ربع » داشتم در خاطرم افتاد كه عرضه داشتى به خدمت آن حضرت كنم و دعائى در آن باب بطلبم و مسألهء ديگر نيز در خاطرم مىگذشت كه بپرسم كه آيا چون قائم آل محمد عليهم السّلام ظهور كند به چه چيز حكم خواهد كرد و چون به نوشتن مشغول شدم و اين مسأله را نوشتم از « حمّى » فراموش كردم . آن حضرت در جواب نوشت كه امام عليه السّلام در وقت ظهور حكمش موافق حكم داود عليه السّلام خواهد بود و از كسى گواه نخواهد طلبيد و تو مىخواستى كه از « تب ربع » هم سؤال كنى و فراموش كردى ، بر كاغذ بنويس
يا نارُ ! كُونِي بَرْداً وَ سَلاماً عَلى إِبْراهِيمَ
« 2 » و بر سر خود بياويز . نوشتم و بياويختم . تب از من دور شد و بسيارى از آنها نيز كه به اين تب گرفتار مىشدند نفع رسانيد .
هامش
( 1 ) . مناقب ابن شهر آشوب ج 4 ، ص 431 .
( 2 ) . سوره انبياء ، آيه 69 .