مادرش امّ ولد سوسن نام و بعضى غزاله نوبيّه نيز گفتهاند . اسم مباركش حسن .
لقبش خالص و عسكرى و سراج . كنيتش ابو محمد و آن حضرت را پدر و جدش امام محمد تقى عليهم السّلام در زمان خود « ابن الرضا » مىخواندند . رنگ و روى مباركش گندمگون . نقش خاتمش « سبحان من له مقاليد السموات و الارض » . معاصرينش از عباسيان : معتزّ و مهتدى و معتمد . دربانش عثمان بن سعيد . مدّاحش ابن رومى .
مولدش مدينه طيبه . تاريخ ولادتش بيست و سيّم ربيع الآخر سنه اثنين و ثلاثين و مأتين از هجرت جدش رسول خدا . وفاتش در « سرّ من راى » تاريخ آن روز جمعه همان روز و همان ماه فى سنة ستّين و مأتين . مدفن مباركش خانهاى كه والد ماجدش در آن مدفون است در پهلوى پدر عليهما السّلام . عمر عزيزش به روايتى بيست و نه سال . مدت خلافتش شش سال . خروجش از دنيا به سبب زهر دادن معتمد عباسى و از اولاد او كسى كه بعد از آن حضرت عليه السّلام مانده بود پسر او حجت قائم منتظر كه مولدش را مخفى داشتند به جهت شدت اعداء . مناقبش بيش از آن است كه در شمار آيد اگر چه همين از مناقب آن حضرت بس است كه حق تعالى مهدى هادى را از صلب او بيرون آورد .
و نصوص بر امامت و خلافتش بسيار است : اولا از رسول خدا و امير المؤمنين و فاطمه عليهم السّلام چنانچه گذشت و ثانيا تقدم او بر كافهء اهل عصر در هرچه موجب امامت و خلافت و مقتضى سياست است و اجتماع جميع صفات كمال در آن حضرت از علم و زهد و كمال عقل و عصمت و شجاعت و كرم و بسيارى اعمال كه باعث نزديكى به جناب احديّت است .
و ثالثا نصّ صريح از پدر بزرگوارش و اشاره به خلافت و جانشينى بعد از او چنانچه از يحيى بن يسار عنبرى ( يا قنبرى ) در كشف الغمّه روايت شده « 1 » كه گفت :
وصيت نمود ابو الحسن على بن محمد به فرزند خود حسن عليه السّلام پيش از رحلت به
هامش
( 1 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 194 ؛ عنبرى يا قنبرى ؟ تنقيح المقال ج 3 ، ص 322 .