كسى را ردّ نكرده و در مدت عمر از او نديدهاند آب دهن در پيش كسى انداخته باشد ، يا در حضور كسى تكيه كرده باشد ، يا پا دراز كرده باشد و خندهاش تبسّمى بيش نبوده و چون سفرهاش را مىكشيدند بر مائدهء او جميع چاكران و غلامان حتى دربانان و سائلان مىنشستند و رخت خانهاش در غايت درشتى و زبرى بوده و چون بيرون مىآمد به جهت دفع زبان خلق ، جامههاى نيكو مىپوشيده و زينت مىكرده و هميشه بر روى حصير مىنشسته و مىفرموده كه سزاوار نيست مرد را كه بوى خوش را ترك كند اگر هر روز تواند بهتر و الا يك روز در ميان و اگر قدرت نداشته باشد در هر جمعه البته بايد كه بوى خوش از هر قسمى كه بيابد به كار برد و نصوص بسيار از رسول خدا و امير المؤمنين و از جميع ائمه معصومين عليهم السّلام در شأن آن حضرت واقع شده و بعضى از آن سابقا مذكور گشت .
و در كشف الغمّه از داود رقّى روايت نموده « 1 » كه گفت به امام موسى عليه السّلام گفتم :
فداى تو شوم ! دست مرا گرفته از آتش دوزخ بيرون آر و به كسى كه بعد از تو راهنماى ما خواهد بود اشاره بفرما . پس اشاره كرد به ابى الحسن عليه السّلام و فرمود كه « هذا صاحبكم بعدى » ؛ يعنى امام شما بعد از من ، اوست .
و ايضا از نعيم بن قابوس نقل كرده « 2 » كه گفت : در خدمت امام موسى عليه السّلام بودم كه فرمود و من از او شنيدم كه پسر من على بزرگترين فرزندان من است و برگزيدهء من اوست و او را از همه دوستر مىدارم و او با من در « جفر » نظر مىكند و علم به آن دارد و نظر نكرده است در جفر مگر نبى يا وصى نبى .
و ايضا از حسين بن مختار روايت نموده كه در آن مدت كه امام موسى عليه السّلام در حبس بود مكرّر الواح از جانب آن حضرت به شيعيان مىرسيد كه عهد من به اكبر ولد من و بزرگترين فرزندان من است بايد كه چنين و چنين كند فلانى را فلان بده و فلان
هامش
( 1 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 60 .
( 2 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 61 .