و ايضا از احمد بن محمد بن ابى نصر بزنطى مروى است « 1 » كه گفت : در امامت على بن موسى الرضا به شك بودم عريضهاى نوشتم و رخصت رسيدن به خدمتش طلبيدم و با خود قرار دادم كه چون به خدمتش مشرّف شوم سه آيه از آيات قرآنى را كه در معنى آن درمانده بودم و به هيچ وجه حل آن نمىشد از او پرسم . مكتوبى از آن حضرت به من رسيد كه در اين وقت موكّلان بر من گماشتهاند و رسيدن تو به خدمت ما مشكل است و آن موقوف به وقت است و اما آن سه آيه را كه مىخواستى بپرسى حلش اين است و حل هر سه را چنانچه خاطر خواه من بود نوشته بود ، آن شك از خاطر من بيرون رفت و دانستم آن حضرت حجت خداست بر خلق .
و ايضا از على بن ابراهيم و او از پدرش نقل كرده « 2 » كه او گفت از آن جمعى كه در راه مكه در خدمت آن حضرت بودند شنيدم كه گفتند در وقتى كه به حج مىرفت به كوهى رسيديم « فارغ » نام شخصى در دست راست آن حضرت نگاهى به آن كوه كرده فرمود : « يا فارغ ، هادمك يقطع اربا اربا » ؛ يعنى اى كوه ، آنكه تو را بكند پاره پاره خواهد شد . و ما معنى كلام آن حضرت را نفهميديم تا آنكه چون هارون به مكه مىرفت آنجا منزل ساخت ، جعفر بن يحيى برمكى به آن كوه بالا رفت و حكم كرد كه آن را كندند و چون به عراق رسيد به حكم « رشيد » پاره پاره شد و معنى كلام آن حضرت بر ما ظاهر گشت .
و ايضا موسى بن مهران نقل مىكند « 3 » كه در مدينه در خدمت امام عليه السّلام بودم هرثمه از آنجا گذشت ، امام عليه السّلام فرمود : گويا مىبينم كه هرثمه را به مرو برده گردن او زدهاند . و بسى برنيامد كه چنان شد كه آن حضرت فرموده بود .
هامش
( 1 ) . عيون الاخبار الرضا عليه السّلام ج 2 ، ص 213 .
( 2 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 64 .
( 3 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 94 ، عيون اخبار الرضا عليه السّلام ج 2 ، ص 210 .