امام واجب الاطاعه آن حضرت است و ايضا در آن كتاب و كتاب عيون اخبار الرضا عليه السّلام از حسن بن محبوب مروى است كه گفت : از راه بصره به مدينه مىرفتم در ميان راه به منزلى رسيدم ، كسى از جانب امام موسى عليه السّلام آمده گفت : صاحب من به بصره مىرود و تو را مىطلبد . چون به خدمتش رسيدم كتابتى به من داد كه به مدينه برسان . گفتم : فداى تو شوم ! در مدينه كتابت را به دست كه بدهم ؟ فرمود : به پسر بزرگ من على كه بهترين پسرها و قائم مقام و جانشين و وصى من است .
و ايضا به طريق صحيح در كتابين سابقين مذكور است « 1 » و از على بن عبد اللّه هاشمى روايت كردهاند كه گفت : با جمعى كثير از شيعيان و مواليان در حوالى قبر رسول خدا نشسته بوديم كه امام موسى عليه السّلام آمده دست مبارك امام رضا عليه السّلام را در دست داشت چون رسيد رو به ما كرده فرمود كه آيا مىدانيد كه من كيستم ؟ ما همه گفتيم كه تو سيّد و سرور مائى . گفت : نام و نسب مرا بگوئيد . گفتيم : تو امام وقت ، موسى بن جعفر كاظمى ! پس فرمود ، مىدانيد كه اين كيست كه با من و دستش در دست من است ؟ همه به يك زبان گفتيم ، على بن موسى بن جعفر عليه السّلام است .
فرمود : گواه باشيد كه او وكيل من است در زندگى من و وصى من است بعد از فوت من .
و ايضا از احاديث صحيحه مرويهء مزبوره در آن كتاب « 2 » ، حديثى است كه از سليمان بن حفص مروزى منقول است كه گفت : به خدمت امام زمان موسى الكاظم عليه السّلام رفتم كه از آن حضرت سؤال كنم كه حجت خدا بعد از تو كيست ، چون مرا ديد قبل از آنكه من سؤال كنم فرمود : يا سليمان ! بدان كه على پسر من ، وصىّ من و حجت خداست بر خلق خدا بعد از من و او افضل و اعلم فرزندان من است و اگر تو بعد از من زنده بمانى گواهى بده از براى او نزد شيعيان من و اهل محبت من و آن
هامش
( 1 ) . عيون اخبار الرضا عليه السّلام ج 1 ، ص 22 .
( 2 ) . عيون اخبار الرضا عليه السّلام ج 1 ، ص 22 .