تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 851

مساهمون:

ص٨٥١
فوجى به گرد مركبش مىگشتند و به پاى بوس شريفش بر يكديگر تقدم مىجستند و غوغاى مردم و غلغله عوام مانع نقل حديث مىشد تا آفتاب به نصف النّهار رسيد پس ائمه و قضاة فرياد كردند كه اى معاشر مسلمين ! تا خلق ساكت شدند آن حضرت متكلم شده فرمود : « حدّثنى ابى موسى بن جعفر الكاظم قال حدّثنى ابى جعفر بن محمد الصادق قال حدثنى ابى ، محمد بن على الباقر قال حدثنى ابى ، على بن الحسين زين العابدين قال حدثنى ابى ، الحسين بن على الشهيد فى ارض كربلا قال حدثنى ابى ، على بن طالب عليهم السّلام قال حدثنى اخى و ابن عمى ، محمد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله قال حدّثنى جبرئيل قال : سمعت رب العزة سبحانه و تعالى يقول : كلمة لا إله الا اللّه حصنى فمن قالها دخل فى حصنى و من دخل فى حصنى أمن من عذابى صدق اللّه سبحانه و تعالى و صدق جبرئيل و صدق رسوله و الائمة عليهم السّلام » ؛ يعنى كلمه طيّبه لا إله الا اللّه حصار من است ؛ پس هر كه گفت آن كلمه را ، داخل شود در حصار من و هر كه در حصار من در آمد ، از عذاب من ايمن شد . گويند « 1 » اين حديث را با اين سند ، يكى از سلاطين سامانيه به آب طلا نوشت و وصيت نمود كه با او دفن كنند و بعد از فوتش او را در خواب ديدند خرّم و خوش‌حال ، چون پرسيدند كه خداى تعالى با تو چه كرد ؟ گفت : مرا بخشيد به گفتن آن كلمه طيّبه و به تصديق من رسول او را از روى اخلاص و به آنكه من اين حديث را به آب طلا نوشته بودم و تعظيم و احترام به جاى آورده بودم ، حق تعالى مرا چنانچه امام عليه السّلام فرموده بود از عذاب ايمن ساخت و در بعضى از روايات در آخر اين حديث ، امام عليه السّلام فرمود : « و لكن بشرطها و شروطها و انا من شروطها » ؛ يعنى اين كلمه طيبه وقتى حصار آن شخص مىشود كه اقرار به امامت ائمه طاهرين عليهم السّلام كه يكى از ايشان منم داشته باشد .
هامش
( 1 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 98 و 99 .