نمود تا شك در خاطر كسى نماند و يقين در امامت او بهم رسانند .
و ايضا على بن جعفر گفته است كه پدرم هرگاه خواص اصحاب و خالص دوستان خود را مىديد مىفرمود : « استوصوا موسى خيرا فانّه افضل ولدى و من اخلف بعدى و هو القائم مقامى و حجته عز و جل على كافة خلقه من بعدى » ؛ يعنى موسى را وصى و جانشين بدانيد كه او فاضلترين و بهترين فرزندان من است و كسانى كه از من مىمانند ، او از همهء ايشان بهتر است و اوست قائم مقام من و اوست حجت حق تعالى بر جميع خلق خدا بعد از من . پس با وجود آن حضرت چگونه ديگرى را راهبر و راهنما توان دانست و حال آنكه به اعتقاد مخالف و مؤالف « 1 » او اعلم و اكرم و اسخى و اعبد اهل زمان بود و فقراى مدينه را از آن حضرت از درهم و دينار و پخته و خام و چرب و شيرين نفعهاى بسيار مىرسيد و نمىدانستند كه از كجاست و بعد از فوت آن حضرت ظاهر شد كه از جانب آن حضرت بوده .
و مىگويند « 2 » كه اكثر اوقات اين دعا فرمودى كه « اللّهم ! انّى أسألك الراحة عند الموت و العفو عند الحساب » و بيشترين دعاى او در سجده و غير سجده اين بود كه « الهى ان عظم الذّنب من عبدك فليحسن العفو من عندك » و هميشه نافلهء شب را به نماز صبح متّصل مىساخت و تعقيب صبح را به چاشت مىرسانيد و بعد از آن به سجدهء شكر مىرفت تا به زوال . و مدام محاسن مباركش از آب چشم تر بود و هرگاه مىشنيد كه كسى او را به بدى ياد كرده البته از براى او چيزى مىفرستاد و كيسههاى زرى كه به فقرا و محتاجان و دوستان و دشمنان عطا مىفرمود از دويست دينار و سيصد دينار كمتر نبود تا آنكه به « موسى صرار » در ميان عرب مشهور شد ، چه « صرار » جمع « صرّه » است و « صرّه » به معنى كيسه است و شيعيانش از اطراف و جوانب به خفيه مال بسيار به خدمت آن حضرت مىفرستادند و او به مصرف
هامش
( 1 ) . فصول المهمه ص 237 .
( 2 ) . فصول المهمه ص 237 .