تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 831

مساهمون:

ص٨٣١
كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام رفتم ، آن حضرت را در مسجدى كه در آن خانه بود يافتم كه به دعا مشغول است و بر طرف راستش امام موسى عليه السّلام نشسته و دعائى كه آن حضرت مىكند امام موسى آمين مىگويد ، چون فارغ شد گفتم : فداى تو شوم ! محبت و بازگشت من به سوى شما ، بر شما پوشيده نخواهد بود مىخواهم كه بدانم كه بعد از تو ولىّ امر كيست و امامت به كه تعلّق دارد ؟ فرمود كه اى عبد الرحمن ، موسى زره پيغمبر را پوشيده و بر قد او راست آمده . گفتم : بعد از اين خبر احتياج به چيزى ديگر نماند ؛ خاطرم جمع شده و امام خود را شناختم . و ايضا در هر دو كتاب ، از ابو الاعلى و او از فيض بن مختار روايت نموده « 1 » كه فيض گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السّلام رفتم و گفتم : « خذ بيدى من النّار من لنا بعدك ؟ » ؛ يعنى دست مرا بگير و از آتش دوزخم نجات ده و بر من ظاهر كن كه بعد از تو هادى و راهنماى ما كيست ؟ در اين اثنا ابو ابراهيم يعنى امام موسى عليه السّلام كه هنوز طفل بود پيدا شد . امام جعفر صادق عليه السّلام گفت : « هذا صاحبكم فتمسّك » ؛ يعنى اين است امام و راهنما و آنكه مىخواهى ، دامنش را بگير و از دست مده و او را چنان كه بايد بشناس . و ايضا صاحبان آن دو كتاب ، از منصور بن حازم نقل كرده‌اند « 2 » كه گفت : به خدمت ابى عبد اللّه جعفر بن محمد الصادق رفتم و گفتم : پدر و مادرم فداى تو باد ! اگر نعوذ باللّه واقعهء ناگزيرى كه از آن چاره‌اى نيست روى نمايد ، بازگشت شيعيان تو به كه خواهد بود و شبانى جمع به كه تعلق دارد ؟ پس آن حضرت فرمود كه « ان كان ذلك فهو صاحبكم » ؛ يعنى اگر آن روز را دريابى و آن واقعه رخ نمايد امام و پيشواى شما اين است . و دست مبارك را بر دوش امام موسى عليه السّلام زد و گمان من اينكه آن حضرت را سن مبارك بيش از پنج سال نبود و در وقتى كه سؤال مىكردم ، عبد اللّه
هامش
( 1 ) . فصول المهمه ص 231 . ( 2 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 10 ؛ فصول المهمه ص 232 .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 831 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده