تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 812

مساهمون:

ص٨١٢
ممكن نيست به ديدهء عقل نيز او را نمىتوان ديد و در باب عدل خطاب به زراة بن اعين نموده كلامى در غايت و جازت و نهايت كمى لفظ و بسيارى معنى ادا فرموده كه « اذا كان يوم القيامة و جمع اللّه الخلايق سألهم عمّا عهد اليهم و لم يسألهم عمّا قضى عليهم » ؛ يعنى هرگاه روز قيامت شود و حق تعالى جميع خلايق را در عرصه محشر جمع آورد سؤال خواهد نمود از بندگان عهدى را كه با ايشان در روز عهد و ميثاق كه روز الست باشد كرده و نخواهد سؤال فرمود از آن چيزهائى كه به قضا و قدر بر ايشان اجراء يافته ؛ چه در آن روز به موجب
أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ قالُوا بَلى
« 1 » از بندگان خود پرسيده بود كه آيا من پروردگار شما نيستم ؟ همه اقرار به پروردگارى او داده و اعتراف به بندگى خود نموده بودند ؛ پس بايد كه از عهدهء عهد خود بيرون آيند و خداى خود را كه اقرار به ربوبيّتش كرده‌اند بشناسند و بعد از شناختن به آنچه لازمهء اطاعت و انقياد و فرمانبردارى است از ارتكاب اطاعت و اجتناب از معصيت و پيروى رسل و جانشينان ايشان قيام نمايند و از قضا و قدر - و العلم عند اللّه - سؤال نخواهد كرد ؛ به جهت آنكه چنانچه محقّقان بيان نموده‌اند « قضا » حكم اجمالى است به احوال موجودات و « قدر » تابع علم ازلى است و اين علم تابع علم به اعيان ثابته است ؛ چنانچه علم به آخرين تابع علم اعيان ثابته است و مراد از سرنوشت مشهور ظاهرا اين باشد ؛ چنانچه در قرآن مجيد مىفرمايد كه
قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا
« 2 » ؛ يعنى بر ما نرسد مگر آنچه بر ما نوشته شده است . و هر چيزى بنابر استعدادى كه دارد موافق آن از جانب اللّه به آن فيض مىرسد ؛ يكى كه مستعد ايمان است ، ايمان مىيابد و ديگرى كه مهياى كفر است ، كافر مىشود و گناه كسى نيست ؛ چنانچه فرموده :
فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 172 . ( 2 ) . سوره توبه ، آيه 51 .