احاديث بسيار روايت نمودهاند و به امامت برادرش امام موسى عليه السّلام قايل بود و از پدر بزرگوارش چندين نص بر امامت برادرش عليه السّلام روايت نموده .
و بعد از او ، محمد بن جعفر بود . سخى و شجاع و هميشه يك روز روزه گرفتى و يك روز افطار نمودى و به سنت زيد بن على بن الحسين عمل نموده بر مأمون عباسى خروج كرد و بسيارى از زيديان به او گرويدند و مأمون لشكرى به جنگ او فرستاد و بعد از كشش و كوشش بسيار گرفتار شد و چون به نزد مأمونش بردند از او عفو نمود و اكرام بسيار كرد و محبت و احسان بسيار نموده در خراسان به رحمت خدا رفت .
و سنّيان بستهاند « 1 » كه با يزيد بسطامى سقّاى خانهء امام جعفر صادق عليه السّلام بود و عوام بر آن افزودهاند كه امام اين فرزند خود محمد را با او به بسطام فرستاد و اهل بسطام او را كشتند و بدان كه اين محض افتراء است و « با يزيد » در زمان امام جعفر عليه السّلام نبوده و پيشتر مذكور گشت كه هركس را از صوفيه كه ديدهاند كه كارش به رسوائى كشيده مانند حلاج و « با يزيد » ، متعصّبان ايشان گفتهاند كه دو تا بودهاند ، يكى كافر بوده و ديگرى مؤمن ! ؟
و على بن جعفر و عباس بن جعفر هر دو فاضل و متقى و عظيم القدر بودند و به امامت امام موسى عليه السّلام قائل بودند .
و از جمله فوائدى كه از امام واجب الاحترام عليه السّلام مروى است و به كار شيعيان او نيز مىآيد اين است كه يكى از مواليان خود « نافذ » نام را فرمودند كه هرگاه خواهى رقعه يا عريضه به كسى بنويسى و مطلبى داشته باشى و آن را البته خواهى كه برآيد و آن كار و مطلب ساخته شود هنوز قلم را از مركب سياه نكرده بر كاغذ بنويس كه « بسم اللّه الرحمن الرحيم وعد اللّه الصابرين المخرج مما يكرهون و الرّزق من حيث لا يحتسبون و جعلنا اللّه و اياكم من الذين لا خوف عليهم و لا هم يحزنون » و
هامش
( 1 ) . هشت سطر بعدى در كاشف الحق نيست . يعنى از « و سنّيان بستهاند . . . قائل بودند » ( ص 403 ) .