الرقص و التصدية و اذ كار هم الترنم و التغنية ؛ فلا يتبعهم الا السفهاء و لا يعتقدهم الا الحمقاء فمن ذهب الى زيارة احد منهم حيا و ميتا فكأنّما ذهب الى زيارة الشيطان و عبادة الاوثان و من اعان احدا منهم فكأنما اعان يزيد و معاوية و ابا سفيان . فقال رجل من اصحابه : و ان كان معترفا بحقوقكم ؟ قال فنظر اليه عليه السّلام شبه المغضب و قال : دع ذا عنك من اعترف بحقوقنا لم يذهب فى عقوقنا ، أ ما تدرى انهم اخسّ طوايف الصوفية و الصوفية كلّهم من مخالفينا و طريقتهم مغايرة لطريقتنا و ان هم الانصارى و مجوس هذه الامة اولئك لا يريدون
لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
« 1 » »
؛ يعنى با حضرت على النقى عليه السّلام بودم و آن حضرت نشسته بود در مسجد پيغمبر خدا در مدينه ، پس جماعتى از اصحاب آن حضرت در آمدند و يكى از ايشان ابو هاشم جعفرى بود و او مردى بود فصيح و بليغ و او را نزد آن حضرت منزلتى عظيم بود ، بعد از آن داخل مسجد شدند جماعتى از صوفيه و در يك جانب حلقه زده نشستند و به لا إله الا اللّه گفتن مشغول شدند ؛ پس امام عليه السّلام رو به اصحاب خود نموده فرمود كه التفات نكنيد به اين فريبندگان كه ايشان خليفههاى شياطيناند و خراب كنندگان قواعد ديناند اظهار زهد مىكنند از براى آسايش دادن جسمها و شب بيدارى مىكشند به جهت شكار كردن چهار پايان ، يعنى مسخّر كردن آنهائى كه مانند چهارپايانند ؛ چنان كه حق تعالى مىفرمايد :
إِنْ هُمْ إِلَّا كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا
« 2 » گرسنگى مىخورند عمرى كه تا رام كنند از براى پالان كردن خرى چند را و لا إله الا اللّه نمىگويند مگر از براى فريب دادن مردمان ، كم نمىخورند مگر از براى پر كردن كاسههاى بزرگ و ربودن دل مرد احمق ، سخن مىگويند با مردمان به املاء خود در دوستى خدا و مىاندازند ايشان را نرمنرم و پنهان در چاه گمراهى خود و اوراد
هامش
( 1 ) . سوره اعراف ، آيه 179 .
( 2 ) . سوره صف ، آيه 8 .