پسران و دختران مردمان عشق ورزيدن پيشه خود سازند اما كاهليه طلب وجه معاش و طلب علم را حرام مىدانند و اين فرقه چنين نمىدانند و بسيار باشد كه بعضى از ايشان از براى فريب دادن مردمان به طلب علم و خواندن قرآن مشغول شوند بلكه ، از جهت آنكه مردم را بيشتر فريب دهند دست بر پيشهاى زنند كه وجه معاش از آن حاصل كنند و اكثر اين فرقه زراقيه مانند تلقينيه و اكثر طوايف صوفيه كلام و خرقه به مريدان رسانند و ايشان را در چلّه نشانند و امر به ترك حيوانى نمايند و دعواى علم باطن كنند .
و بعضى از ايشان باشند كه گوشه گيرند و به آن روش انعام آدمى صورت آدم نام را صيد كنند و جمعى از ايشان به خانههاى مردمان ضعيف عقل روند و ايشان را وسوسه كنند و بعضى بر دكانهاى جمعى از بازاريان كه از قواعد دين بىخبر باشند روند و در پيش ايشان نشينند و به گفتگوهائى كه دانند و توانند ايشان را فريب دهند و گروهى از ايشان اگر چه مجلسها نسازند و هنگامه گرم نكنند امّا سالوسىها در پيش گيرند و خوابها در تعريف خود سازند و سخنان پا در هوا گويند ؛ چنان كه سفيهان گمان برند كه مگر از وحى تكلم مىكنند و از غيب خبر مىدهند و معجزات از خود واگويند و دعواها كنند ؛ مانند آنكه فلان را زديم و فلان را شفا داديم و فلان را به منصب رسانيديم و فلان را غنى گردانيديم و به اين روش مرد سفيه را به دام كشند و گرفتار مكر خود گردانند .
و فرقهاى از ايشان از غايت مكّارى و دنيا دوستى با هر طايفهاى ، خود را از آن طايفه وانمايند و با شيعه ، شيعه و با صوفى ، صوفى باشند و با هر گروهى به مذاق و مشرب ايشان سخن گويند و چون به همكيشان خود رسند بر خلاف آنچه به شيعه گفتهاند گويند ؛ مانند جمعى از منافقان كه جناب الهى در شأن ايشان فرموده كه
وَ إِذا لَقُوا الَّذِينَ آمَنُوا قالُوا آمَنَّا وَ إِذا خَلَوْا إِلى شَياطِينِهِمْ قالُوا إِنَّا