مَعَكُمْ إِنَّما نَحْنُ مُسْتَهْزِؤُنَ
« 1 » و مجموع اين گروه زراقيه در نهايت محبت دنيا و دوستى آش و حلوا خود را به مردمان نادان ، قانع و تارك دنيا وانمايند . و بايد دانست كه اين جماعت زراقيه اين همه دكاندارى و خودفروشى و فريبندگى به جهت همين وضع كردهاند كه ابلهان را به دام آرند و احمقان را مطيع و مريد خود سازند و جمعى كه خير از شر و سفال از گوهر نشناختهاند ، يعنى نيك و بد از هم فرق نكردهاند . اين فرقه را درويش نام مىكنند و كسانى كه فريب اين جماعت مىخورند هرچند كه به اعتقاد خود عاقل و دانا باشند البته بىعقلان و جاهلاند .
و بدان كه صوفيه قاطبة از مخالفان اهلبيتاند ، مگر قليلى از اين فرقه كه در زمان استيلاى مخالفين از روى تقيه نام اين طايفه بر خود مىگذاشتهاند و ايشان را علامتى بوده كه به آن از غير ممتاز بودهاند و شيعيان در هر زمان ايشان را به تشيع مىشناختهاند ؛ پس شيعه بايد كه فريب جمعى نخورد كه دعواى علم و دانش مىكنند و بىضرورت تقيه ميل به تصوف كردهاند كه باعث تصوف ايشان در غير زمان تقيه ، يا جهل است و حماقت يا مكر و خدعه يا گمراهى و ضلالت ؛ چنان كه در چندين حديث واقع است و آن احاديث را در چندين كتاب معتبر از كتب علماى شيعه ديدهام و به چندين سند از آن مشايخ خود شنيده و به تقريب در كتاب « نصّ جلى فى امامة مولانا على عليه السّلام » ثبت نموده و يكى از آن احاديث در آخر اين باب مذكور خواهد شد ان شاء اللّه تعالى .
مجملا در ميان طوايف صوفيه نمىتوان يافت كسى را كه خوش اعتقاد و ديندار و در باطن صالح و پرهيزكار باشد ، مگر كسى كه از روى جهل و نادانى به اين راه افتاده باشد . اكثر به ظاهر نيز فاسقاند و فاجر ، بلكه زنديق و كافر و هركس را كه ديدم كه با دعواى دين ميل به تصوّف كرده بودند اگر فريبندگى يا به وسيلهاى ديگر مرادش از دنيا حاصل نمىشد در طلب منصب و جاه و متوسل به اهل مناصب
هامش
( 1 ) . سوره بقره ، آيه 14 .