مذكور گشت دعواى كشف و كرامات كنند و لافها زنند و به آن ، احمقان را فريب دهند و بذلهگوئى و ترنمات و نغمات مطرب و سرود را دوست دارند و آن فعل مذموم را پيشه خود سازند و حلقه زنند و كلمات لا إله الا اللّه با تقطيعات و نغمات گويند و شعرها در آن ميان خوانند چنان كه بيتى و يا مصرعى را با اوزان و تقطيعات موسيقيه خوانند و كلمه لا إله الا اللّه را به آن وزن و تقطيع ترتيب دهند و در اين شبهه نيست كه « غنا » مدّ صوت است كه مشتمل باشد بر ترجيع مطرب اگر چه با تقطيع نباشد و حال آنكه اين جماعت تقطيعات موسيقى را نيز با آن جمع مىكنند و به اتفاق علماى شيعه ، غنا حرام است و فاعل و سامع آن عاصى و فاسق و مردود الشّهادة است و هر كه اندك شعورى دارد مىداند كه به اين روش ذكر كردن بر خلاف شرع اطهر پيغمبر است و روش اهل بدعت و ضلالت است .
و بعضى از نادانان گمان كردهاند كه « بادروا الى رياض الجنّة » « 1 » كه در حديث واقع است ، ترغيب به اين فاسقان است و ندانستهاند كه حضرت اللّه تعالى فرموده كه
ادْعُوا رَبَّكُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْيَةً
« 2 » ؛ يعنى بخوانيد پروردگار خود را به زارى و پنهانى . پس چون تواند بود كه پيغمبر خدا مردمان را ترغيب نمايد به مبادرت نمودن به مجلس فاسقانى كه با فرياد زدن و عربده كردن غنا و سرود به كار برند ، بلكه دست بر هم زنند و رقص كنند و به چرخ درآيند و خود را بىهوش وانمايند و هر كه در آن طور مجلسى حاضر شود ، فاسق و مردود الشّهادة خواهد بود ؛ چه جاى آنكه خود به فعلهاى ايشان قيام و اقدام نمايد و حال آنكه شيعه و سنى نقل كردهاند كه به اين نحو ذكر كردن از بدعتهائيست كه در اواخر زمان بنى اميه و اوايل بنى عباس شايع شد اگر چه منشأ شيوع آن معاويه بود ؛ پس معلوم شد كه حديث مذكور به اين معنى كه بعضى از نادانان و جمعى از فاسقان مىگويند نيست و ذكر به معنى نماز و
هامش
( 1 ) . معانى الاخبار شيخ صدوق ص 321 ؛ شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد 11 / 216 .
( 2 ) . سوره اعراف ، آيه 55 .