تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 773

مساهمون:

ص٧٧٣
عاليه عرفان نخواهد رسيد و او را عارف نتوان گفت و گويند تسليم ، عبارت از آن است كه هرچه پير گويد و طلبد ، مريد اجابت كند و علامت تسليم آن است كه چون پير خواهد كه با مريد وطى كند مريد گردن رضا و تسليم بايد بنهد تا پير حاجت خود را حاصل كند و بر خلاف رضاى پير عمل ننمايد و اول چيزى كه اين طايفه به مريد حواله كنند زنجير يا رسنى باشد كه در گردنش اندازند و آن را « رشتهء تسليم » نام كنند و نزد طايفهء و اصليّه و قلندريّه نيز اين طريق مسلوك است و به اعتقاد ايشان اين مرتبه‌اى است بغايت بلند . و بايد دانست كه قلندريّه چندين گروهند صنفى بوده‌اند از اصناف صوفيّه و بيشتر ايشان ملحد بوده‌اند و همچنان در اين زمان نيز در ميان ايشان ملحد بسيار است و اكثر سفيهان اين طور كسان را درويش مىپندارند . اميد كه حضرت اللّه تعالى همه را دانائى و بينائى كرامت فرمايد به حق النبى و آله المعصومين عليهم السّلام . فرقه سيزدهم تلقينيّه‌اند . و ايشان را نظريّه نيز گويند . ايشان را اعتقاد آن است كه نگاه كردن به كتب علوم حرام است مگر كتابى كه در علم تصوف باشد و در پيش پير كامل خوانده شود ؛ و گويند معرفت جز به تلقين پير ، حاصل نشود و خواندن علوم دينيه را مطلق حرام دانند و گويند هرچه علما در هفتاد سال و بيشتر به تعليم و مطالعه كتب حاصل كنند در يك ساعت به تلقين و ارشاد پير حاصل شود و گويند هرچه مردان راه و سالكان طريق از درگاهء اللّه يافته‌اند ، به نظر و ارشاد پير كامل يافته‌اند نه به خواندن و تعليم گرفتن از علماى ظاهر ، و خود را از علماى باطن مىشمارند و گويند آنچه اهل شريعت به آن مشغولند علم رسمى و ظاهرى است و ايشان از علم باطن بىبهره‌اند و علم در حقيقت علم باطن است و هر كس از علوم باطنى بهره يافت نزد ايشان عارف و كامل و محقق است . و هرچند جميع طوايف صوفيه اين هرزه مىگويند و دعواى علم باطن مىكنند اما اين طايفه و باطنيّه صوفيّه در آن مبالغه بيشتر دارند و اين معنى را از
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 773 | المحقق الأردبيلي / صادق حسن زاده