تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 634

مساهمون:

ص٦٣٤
و آن حضرت نمىگذارد كه در اركان شريعت و اصول دين به هيچ وجه خللى و نقصانى راه يابد و يا يك سر مو زللى دست دهد و الحمد للّه كه اين مدت مديد با كثرت مخالف و قلّت مؤالف به هيچ وجه قصورى در دين مبين واقع نشده و فتورى به اركان مذهب حق ائمة طاهرين عليهم السّلام راه نيافته بلكه روز به روز شيعه قوت گرفته‌اند طايفه حق زياد شده‌اند و در استحكام بنيان مذهب شريف كوشش نموده و از نسل كافران و معاندان در مدت غيبت آن حضرت مؤمنان صادق و موحدان موافق ، پيدا شده‌اند و هرچند كه نفع وجود آن حضرت به اعتقاد مخالف كمتر از نفع حضور آن جاهلان عاطل نخواهد بود كه شارح « مقاصد » و امثال او بيعت ايشان را موجب خروج از عهده واجب مىدانند « 1 » و گفته‌اند كه هرگاه يافت نشود امامى بر شرايط معتبره و جمعى از اهل حل و عقد به يك قريشى كه بعضى از شرايط در او باشد بيعت كنند هرچند كه حكمش بر همه جارى نباشد همين كه قادر بر عزل و نصب بعضى كه خواهد باشد و شخص هم بر اين قريش بيعت كند اتيان واجب كرده است . و علت حصر بر دوازده امام ، ظاهرا آن باشد كه امامت منتقل نمىشود الا بعد از موت امام سابق ، پس ممكن نباشد تجاوز امامت از امام دوازدهم الا بعد از بيرون رفتن او از دنيا و چون حق تعالى او را عمر دراز كرامت فرمود لا جرم ائمه كرام از عدد مذكور در نمىگذرد و شايد كه اين معنى نيز از بابت غيبت آن حضرت حواله به علم الهى باشد و حكمت آن را بجز حضرت حق سبحانه و تعالى كسى نداند . و از جملهء وجوهى كه در اثبات انحصار خلفاى پيغمبر آخر الزمان به عدد مذكور گفته‌اند يكى آن است كه صاحبان شريعت از زمان آدم صفى كه فاتح شريعت بود تا زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله كه خاتم الأنبياء است پنج تن بودند و سنت الهى بر آن جارى شده بود كه هر يك از ايشان را دوازده وصى و خليفه بوده باشد كه حفظ دين و شريعت او مىنموده باشند تا تكليف به آن نبوت باقى باشد : آدم صفى اللّه و نوح
هامش
( 1 ) . شرح مقاصد 5 / 247 .