و ايضا صاحب كشف الغمه از مصنف كتاب كفاية الطالب نقل نموده « 1 » كه از وهب بن منبه و او از عبد اللّه بن مسعود روايت كرده كه گفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرمود :
« ما بعثت عليا فى سرية الّا رأيت جبرئيل عن يمينه و ميكائيل عن يساره و سحابة تظلّه حتى يرزق الظفر » ؛ يعنى نفرستادم على را به هيچ سريّهاى مگر آنكه جبرئيل را از جانب راست و ميكائيل را از طرف چپ او ديدم با ابرى كه سايه بر او افكنده بود تا وقتى كه حق تعالى او را فتح و نصرت روزى نمود .
و ايضا در « مناقب » خوارزمى مسطور است « 2 » و از سلمان فارسى منقول است كه او گفت كه رسول خدا مرا به طلب امير المؤمنين عليه السّلام فرستاد . على عليه السّلام در خانه نبود و دست آسيا را كه در خانهء ايشان بود به جهت آرد كردن گندم و جو ديدم كه در حركت است بىگردانيدن گردانندهاى و آرد از آن مىريخت ! به خدمت حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله آمده از روى تعجب نقل كردم فرمود كه از اين تعجب مكن حق تعالى ملك چند را به جهت خدمت على عليه السّلام و اهل بيت او مقرر فرموده كه ايشان را مدد معاونت مىكرده باشند و آن دست آسيا را ملائكه مىگردانيدند و مشهور است كه ابو نواس شاعر را گفتند كه با اين طبع نظم چرا در مدح امام رضا عليه السّلام چيزى نگفتهاى ؟ چه معاصر آن حضرت بود قطعهاى گفت كه يك بيتش اين است :
انا لا استطيع مدح امام * كان جبريل خادما لابيه « 3 »
؛ يعنى من مدح شخصى را كه جبرئيل امين خادم پدر او بود چون بگويم و در مداحى او چه توانم گفت و ايضا در كشف الغمه نقل كرده است « 4 » كه به عمر عبد العزيز رسانيدند كه جمعى در شأن مرتضى على عليه السّلام سخنان مىگويند ، به منبر آمده و مراسم حمد الهى و نعت حضرت رسالت پناهى به جاى آورده بعضى از
هامش
( 1 ) . كفاية الطالب ص 135 .
( 2 ) . نزهة الكرام و بستان العوام 2 / 604 .
( 3 ) . كشف الغمه 3 / 107 و 108 و مصرع اول چنين آمده : « قلت لا اهتدى لمدح امام » .
( 4 ) . كشف الغمه 1 / 287 .