اى دوست من ، به درستى كه به گريه در آوردى اهل آسمان را از اين گريه كه كردى و مباهات و مفاخرت نمود حضرت عزت به تو بر حاملان عرش عظيم . و بعد از نقل اين حكايت ، ابن عباس در فراق آن حضرت گريان شد و حضار نيز گريستند و سعيد بن جبير او را دعا كرد و رخصت طلبيد .
و از جمله قرب و منزلت آن حضرت نزد اللّه تعالى و رسول او اينكه اگر در غزائى همراه نمىبود حق تعالى جبرئيل و ميكائيل را مىفرستاد كه به عوض او جهاد كنند تا در غنيمت ، آن حضرت شريك باشد و از ثواب جهاد بىبهره نباشد و اگر به غزائى مىرفت جبرئيل و ميكائيل در دو طرف او مىرفتند و اگر او را شغلى يا كارى مىبود ملائكه امداد مىكردند و سفارش مىنمودند چنان كه از ابى هريره منقول است كه گفت ، در خدمت رسول صلّى اللّه عليه و آله به غزا رفتم و در آن غزا على عليه السّلام را در مدينه بر سر اهل و عيال گذاشته بود و چون فتح روى نمود و به مدينه برگشتيم به هركس از غنيمت يك سهم رسيد و به على عليه السّلام دو سهم .
جمعى برخاستند و گفتند : يا رسول اللّه ! به على عليه السّلام دو سهم مىدهى و حال آنكه او در مدينه بود ؟ رسول خدا فرمود كه اى مسلمانان ! شما را قسم مىدهم به خدا و رسول كه در اثناى جنگ سوارى از جانب راست حمله نكرد و لشكر كفار را پراكنده ننمود و بعد از آن به نزد من نيامد و با من گفتگو نكرد و همه او را ديديد يا نه ؟ گفتند : يا رسول اللّه ! بلى ، ديديم . گفت : آن جبرئيل بود وقتى كه آمد گفت سهم من تعلق به على دارد و همچنين شما را قسم مىدهم كه از جانب دست چپ سوارى حمله نكرد و لشكر كفار را جمله پراكنده ننمود و به نزد من نيامده و با من گفتگو نكرد ؟ گفتند : بلى ، يا رسول اللّه ! فرمود كه آن ميكائيل بود چون به نزد من آمد گفت سهم من تعلق به على دارد ؛ به آن خدائى كه روح محمد در دست قدرت اوست كه به على عليه السّلام ندادم الّا سهم جبرئيل و ميكائيل عليهما السّلام را ، پس تكبير گفت و حضار مجلس جميعا به موافقت آن حضرت تكبير گفتند .
حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 601
مساهمون: المحقق الأردبيلي
ص٦٠١