تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 435

مساهمون:

ص٤٣٥
ذكر طبقات مشايخ نوشته‌اند مذكور است كه چون حضرت رسالت پناه فرمود كه « أعرفكم بالمنافقين حذيفة » ، عمر دو بار به نزد او رفته و دو بار او را طلبيده پرسيد كه رسول خدا تو را از احوال منافقين خبر داده بود ، بگو من از ايشانم يا نه ؟ حذيفه مىگفت : « ما كنت لأفشى سرّ رسول اللّه » ؛ يعنى من نيستم آنكه افشا نمايم سر رسول خدا را چه آن حضرت مرا امر فرموده كه آن را به كسى نگويم . حاصل كلام آنكه ، واقعهء ليلة العقبه در ميان علماى اماميه از آن مشهورتر است كه در آن شكى و شبهه‌اى باشد و در « شرح دعاى صنمى قريش » « 1 » نيز مذكور است و علماى سنى نيز نقل كرده‌اند چنانچه بعضى از آن مشروح گشت . و از جملهء آن چه در شأن اصحاب واقع شده است حديثى است كه در كتاب « جمع بين الصحيحين » در « مسند ابو هريره » از احاديث متفق عليه از رسول خدا نقل كرده‌اند « 2 » كه فرموده : « مثلى كمثل رجل استوقد نارا فلما أضاءت ما حوله فتهافت الفراش من الدواب الى النار يعقن فيها و جعل يحجزهن و يغلبنه فيقتحمن فيها قال : و ذلك مثلى و مثلكم انا آخذ بحجزتكم هلموا عن النار فتغلبونى فتقتحمون فيها » ؛ يعنى حال من و كار من به حال و كار شخصى ماند كه آتشى بر افروزد و چون آتش زبانه كشد و حوالى خود را و حوالى آن كس را روشن كند از هر طرف پروانه‌ها و كرمها و جانورهائى پىدرپى خود را در آن آتش اندازند و در ميان يكديگر درآيند و آن مرد مانع باشد و بر او غلبه كنند تا در آن آتش هلاك شوند و اين بعينه مثل من و شماست كه من شما را از آتش منع مىكنم و كمرگاه شما را گرفته مىكشم كه از آن دور شويد و
هامش
نويسنده آن ننموده است [ ر . ك : « اسرار الامامة » ص 283 نسخه خطى كتابخانه آيت اللّه مرعشى و « كامل بهائى » 1 / 123 ] . ( 1 ) . احتمال دارد اين شرح همان شرح مولا على عراقى باشد كه در سال 878 ه . ق تأليف شده يا شرح شيخ ابى سعادات اسعد بن عبد العامر ( استاد خواجه نصير طوسى بوده ) باشد ؛ براى اطلاع بيشتر به الذّريعة ج 13 / 256 مراجعه شود . اين دعا در بحار الانوار 85 / 260 [ چاپ ايران ] آمده است . ( 2 ) . الطرائف ص 379 از جمع بين الصحيحين .