تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 81

مساهمون:

ص٨١
من و على و فرزندانم از طعام دنيا نچشيده‌ايم و تا حال از شما پنهان داشته‌ايم . پس حضرت رسول دست مبارك به دعا برداشته گفت : « اللّهمّ انزل على محمد كما انزلت على مريم بنت عمران » ؛ يعنى بار خدايا ! فرو فرست بر محمد ، مائده‌اى از بهشت چنانچه فرستادى قبل از اين از براى مريم دختر عمران . بعد از آن به فاطمه امر فرمود كه با فرزندان به درون خانه داخل شوند . پس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله با على عليه السّلام نيز موافقت نموده به آن حجره در آمدند ديدند كه كاسه مكلّل به جواهر كه بوى مشك از فراز آن مىدميد پر از زبد و قطعهء گوشت مرغ پخته بر روى آن ، تا هفت روز چاشت و شام اهل بيت عليهم السّلام از آن بود و ذره‌اى كم نشد ! صبح روز هشتم ، يهوديه‌اى كه همسايه بود استخوانى كه در دست امام حسن عليه السّلام بود ديد گفت : اين استخوان با اين خوشى بوى از كجاست ؟ حضرت امام فرمود كه از عالم غيب آمده است . يهوديه كه خواست از دست آن حضرت بگيرد ، استخوان ناپديد شد و كاسه را به جاى خود بردند . حضرت رسالت پناه چون شنيد فرمود كه اگر اظهار نمىشد ، آن كاسه تا روز قيامت در منازل اهل بيت مىماند . و بايد دانست كه ايثار حضرت امير دليلى است قوى بر آنكه هرچند كسى صرف مال خود در خيرات و تصدّقات كند اسرافش نتوان گفت ، چه ترغيبى كه در آن فعل ، از آن حضرت واقع شده بر نفقه كردن و تصدق نمودن ، زياده از حصر است و كدام ترغيب زياده برين تواند بود كه آن چهار برگزيده حضرت كردگار و خادمه ايشان سه روز متصل روزه دارند و به غير از قرص جوى از براى افطار ايشان چيزى نباشد و آن را هم قرض كرده باشند و باز ايشان را روزه بايد گرفت در روز دراز و هواى گرم مدينه در آن حالت كه ايشان را به غير از آب از براى سحور و افطار چيزى نباشد و بر آن بىچيزى صبر كنند و از سر آن نان جو درگذرند و به فقير و محتاج دهند و باز به آب افطار نمايند ؛ چنان كه در شرحى بر « ارشاد فقه » « 1 » اين فقير نوشته به
هامش
( 1 ) . شرح ارشاد فقه [ مجمع الفائده و البرهان فى شرح ارشاد الاذهان ] ج 4 / 287