تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 14

مساهمون:

ص١٤
مرا با او هست نام او را از نام خود برآوردم ، منم على عظيم و اوست على و منم محمود و تو محمدى . و ملائكه نيز آن حضرت را به اين نام مىخوانند و در حكايت روز احد خواهد آمد ان شاء اللّه . و يك نام او حيدر است ؛ چنانچه خود در روز فتح خيبر در وقتى كه مرحب يهودى در برابرش آمد ، گفت : « انا الذي سمّتنى امى حيدرة » « 1 » ؛ يعنى منم آن كس كه مادر مرا حيدر نام كرده است . جهت اينكه حضرت اين مصراع را بر او خواند خواهد آمد و نام ديگرش اسد است و اسد اللّه الغالب و اسد اللّه و در مدح او بسيارى از مخالف و مؤالف ذكر اين معنى كرده‌اند . و آن حضرت را كنيت بسيار است از آن جمله ، ابو الحسن و ابو الحسين است كه خوارزمى نقل كرده كه على عليه السّلام فرموده كه تا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در حيات بوده حسن مرا ابو الحسين و حسين مرا ابو الحسن مىخواندند و رسول را پدر خود مىدانستند و چون حضرت رحلت فرمود مرا پدر مىگفتند « 2 » و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله على را به كنيت ابو الريحانتين خوانده و خوارزمى نقل كرده كه روزى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به على خطاب نموده گفت : « سلام عليك يا ابا الريحانتين ! عليك بريحانتى من الدنيا فعن قريب ينهدم ركناك و اللّه خليفتى عليك » « 3 » ؛ يعنى سلام بر تو اى پدر دو ريحانهء من ! بر تو است كه از اين دو ريحانه من با خبر باشى و عن قريب دو ركن حيات تو شكسته خواهد شد و مراد آن حضرت از دو ركن ، يكى وجود با وجود خودش صلّى اللّه عليه و آله است و يكى حضرت فاطمه عليها السّلام و لهذا چون حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله از دنيا رفت فرمود كه يكى از آن دو ركن كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله فرموده بود منهدم شد و چون فاطمه زهرا از دنيا رفت فرمود كه اين ، ركن دويم بود كه حضرت مرا خبر داده بود و لقب ديگر آن حضرت به اعتراف
هامش
( 1 ) . المناقب خوارزمى ص 37 ؛ كفاية الطالب گنجى ص 102 ( 2 ) . المناقب خوارزمى ص 39 و 40 ( 3 ) . المناقب خوارزمى ص 141