صوفيه به انكار انتساب آن كتاب به اردبيلى نپردازند . اما اينكه چرا در أول كتاب به نام خود تصريح نكرده ؟ چون حديقة الشيعة جلد اوّلى هم داشته وخود اردبيلى چهار مورد به آن ارجاع « 1 » ودو مورد هم تصريح به جلد دوم بودن همين حديقة الشيعة فعلى كرده است « 2 » ، لذا احتمال دارد روش معمول را رعايت كرده ودر ديباچه جلد أول كتاب به اسم خود تصريح نموده باشد .
وخامس آنكه : در فهرست اوّل كتاب اشعار به مذمّت صوفيه نكرده وبه أبواب ديگر كرده واين دليل الحاق است ، كه ملحق فراموش كرده كه در اوّل الحاق كند ، چنانچه در وسط كتاب كرده .
پاسخ 5 : اين هم از باب « سالبه به انتفاء موضوع » است چرا كه در اوّل كتاب أصلا فهرستى ذكر نكرده تا بگوييم چرا قسمت نكوهش صوفيه را در فهرست كتاب نياورده است ؟ ! علت عدم ذكر فهرست هم مىتواند جلد دوّم بودن حديقة الشيعة فعلى باشد ولى در كاشف الحق فهرست أبواب در اوّل كتاب ذكر شده كه ظاهرا شاه محمد شيرازي بين اين دو كتاب خلط كرده ويا اينكه جلد أول حديقة الشيعة را ديده است !
سادس آنكه : حقير در هند بود كه ملّا معزّا اردستانى اين تأليف مىكرد واز آن تأليفات دارد تا آنكه در تاريخ سنهء اربع ومائة والف در أصفهان ديد كه همان تأليف ملّا معزّ است كه با بعض ملحقات به نام ملّا شده .
پاسخ 6 : با توجه به اينكه ملا معز اردستانى در سال 1058 ق از تأليف كاشف الحق فراغت يافته وسال وفات شاه محمد شيرازي حدود سال 1130 ق مىباشد ، مقدارى مشكل است ملاقاة أو را با اردستانى بپذيريم چرا كه لازمه آن اين است كه شاه محمد شيرازي بيش از صد سال عمر كرده باشد وبر فرض اينكه صحت اين ملاقاة را بپذيريم ، كسى انكار نمىكند كه ملا معز كاشف الحق را نوشته بلكه بحث بر سر اين است كه چطور نوشته واز روى چه كتابي
هامش
( 1 ) . حديقة الشيعة 604 ، 557 ، 313 ، 1 .
( 2 ) . حديقة الشيعة : 447 ، 472 .