بلغك من تضاعيف إشارات الأولياء - عليهم السلام - وكلمات العرفاء - رضي الله عنهم - » ؛ « 1 » آيا از لابلاى اشارتهاى اولياى الهى - سلام خدا بر آنان باد - وسخنان أهل عرفان - خداى از آنان خشنود باد - به تو رسيده است . . . .
از اينها كه بگذريم ديوان غزليات ، رباعيات وقصايد آن بزرگ بهترين معرف همزبانى هنرى ، احساسي وهمگونگى فكرى أو با طريقهء أهل عرفان وتكميل روش آنان با بهرهجويى از اقيانوس ناپيدا كرانهء ثقلين است . بشنويد :
درد خواهم دوا نمىخواهم * غصه خواهم نوا نمىخواهم
تو صفاى منى ومروهء من * مروه را با صفا نمىخواهم
تو دعاى منى ، تو ذكر منى * ذكر وفكر ودعا نمىخواهم
ودر يكى از رباعيات :
تا دوست بود تو را گزندى نبود * تا اوست غبار چون وچندى نبود
بگذار هرآنچه هست وأو را بگزين * نيكوتر از اين دو حرف پندى نبود
در خاتمه به مثنوى مولوى گوش فرادهيم كه بيانگر ديدگاه مثبت أو به أصول وشيوهء تحقيق جامع در مسلكهاى عرفانى وحقانيت نگرش فرزانگان وامام راحل قدّس سرّه به مقولهء نقد أهل عرفان است :
اين حقيقت دان نه حقند اين همه * نى بكلى گمرهانند اين رمه
زانكه بىحق باطلى نايد پديد * قلب را إبله به بوى زر خريد
پس مگو جمله خيال است وضلال * بىحقيقت نيست در عالم خيال
حق شب قدر است در شبهانهان * تا كند جان هرشبى را امتحان
نه همه شبها بود قدر اى جوان * نه همه شبها بود خالى از آن
آنكه گويد جمله حقند احمقى است * وانكه گويد جمله باطل أو شقى است
هامش
( 1 ) . همان ، مصباح 50 ونيز مصباح 42 ، ص 35 .