تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( عربى - فارسى ) — صفحة 455

مساهمون:

ص٤٥٥

شهادت در حدود

از موارد مورد بحث ، « شهادت در حدود » است كه چه به صورت منفرد ، ويا منضما پذيرفته نيست . در حق الناس مثل « قذف » « 1 » و « سرقة » ، « شهادت زن » « منفردا » ويا « منضما » پذيرفته نيست . ولى در « زنا » مورد بحث واقع شده است . ولذا اگر به صورت منضم باشد ، اين شهادت مورد پذيرش است . في الجملة به لحاظ اين كه سه مرد ودو زن شهادت مىدهند . وچنان كه شرايط « محصنة » بودن در اين عمل منافى عفت وجود داشته باشد ، « رجم » ثابت است ، وگرنه در غير اين صورت « زنا » ثابت است وحدّ « تازيانه » را جارى مىكنند . وهمين‌طور در صورتي كه « چهار زن » و « دو مرد » باشند ، « شهادت » آنها در « زنا » پذيرفته است ، ولكن در صورت تمام بودن شروط از احصان پذيرفته نيست . البتة ناگفته نماند كه « شهادت يك مرد » به انضمام « شش زن » ، ويا بيشتر - چه در « حدّ » ، وچه در « رجم » - مورد پذيرش نيست .
هامش
( 1 ) - « قذف » در لغت عربى به معنى « رمى » يعنى افكندن تير وسنگ ومانند آن انداختن است ، ودر اصطلاح كتاب حدود فقه اسلامى ، دشنام مخصوصى است كه مستلزم كيفر وعقوبت معيّنى است . دشنام مخصوص عبارت است از نسبت دادن به « زنا » يا « لواط » ، واين‌كه به چنين دشنامى « قذف » و « رمى » گفته شده ، بدين جهت است كه دشنام‌دهنده با پرتاب نمودن كلمهء دشنام حيثيّت وعرض دشنام داده شده را ترور مىكند . وشرف أو را آماج تير فحش خود قرار مىدهد . عامل اين عمل قبيح علاوة بر كيفر دنيوي وعذاب اخروى مورد لعن خداوند متعال در دنيا وآخرت مىباشد كه آيهء شريفهء قرآن نيز به آن اشاره دارد :« إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذابٌ عَظِيمٌ » .كساني كه زنان عفيفهء بىخبر از مورد تهمت را « قذف » و « افتراء » مىكنند ، در دنيا وآخرت ملعونند وبراي آنان عذاب بزرگى است . ودر روايات آل البيت عليهم السّلام در عداد گناهان كبيره به حساب آمده است . ( ر . ك : كتاب حقوق كيفرى در اسلام )