مىدارد ، به يقين كه مرتبهاش كمتر از مرتبه آن عامي خواهد بود . وخواجة ( ره ) به اين دليل اشاره نموده كه « ولانحطاط درجته عن درجة أقل العوام » يعنى از جهت آنكه اگر مرتكب گناهى شود ، مرتبهاش فروتر از مرتبه كمترين عامي خواهد بود ؛ پس واجبست كه امام معصوم باشد . « 1 »
البتة به اين دليل تنها در مورد عصمت از گناه وعصيان عمدى مىتوان استناد كرد اما در عصمت از سهو وخطا اين استدلال دلالتى ندارد .
ب ) قرآن وعصمت
مسئله عصمت در قرآن كريم مورد تأكيد فراوان قرار گرفته است ، دستهاى از آيات به مسئله عصمت ملائكة وسفيران الهى اشاره دارند ، ودسته ديگر آياتي هستند كه مىتوانند دليلي بر عصمت أنبياء وأئمة معصومين ( ع ) شمرده شوند .
در مورد عصمت ملائكة آيات زير قابل ملاحظه است .
« عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا يَعْصُونَ اللَّهَ ما أَمَرَهُمْ وَيَفْعَلُونَ ما يُؤْمَرُونَ
« 2 »
( بر دوزخ وآتش قيامت ، فرشتگانى سختگير وتند ، مأمورند كه هرگز از آنچه خداوند بدان امر كند تخلف نمىورزند وآنچه را كه بدان مأمورند ، انجام مىدهند . )
« إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ . ذِي قُوَّةٍ عِنْدَ ذِي الْعَرْشِ مَكِينٍ . مُطاعٍ ثَمَّ أَمِينٍ »
« 3 »
( همانا قرآن كلام رسول كريم ( جبرئيل ) است كه فرشتهاى با قوت وقدرتمند بوده ودر نزد
هامش
( 1 ) - حديقة الشيعة ، ص 15
( 2 ) - تحريم 6 / .
( 3 ) - تكوير ، 19 - 20 .