اعمال را براي ايشان بيان كرده ومروج دستورات الهى باشد وآنچه را كه نمىدانند برايشان روشن كند ؛ حال اگر فرض كرديم كه امامي معصوم نبود وخود مرتكب منكر شد يا واجبي را ترك كرد ، لازم مىشود كه يا باز هم أطاعت أو واجب باشد ، يعنى خداوند تعالى امر به گناه كند ( كه محال است ) . ويا اينكه رعيت وعوام مردم امام را نسبت به خطا واشتباهش آگاه كنند واين فرض فرع بر دانستن احكام وعلوم الهى است . پس حتى در اين صورت هم اين اشكال وجود دارد كه عوام مردم تابع امام نيستند ، بلكه تابع علوم واطلاعات خود هستند وامامت بىمعنى خواهد بود .
رابعا وهو أنّ الإمام هو المقدم فمع فعله المعصية إن اقتدى به فيلزم أن يكون الله تعالى أمر بالذنب وإلّا يلزم أن لا يكون مقتديا به بل الرعية إذا رأى الحسن يفعله والقبيح لا يفعله فهو تابع للدليل لا للإمام وهو خلاف وضع » . « 1 »
6 - يكى از ملاكهايى كه در انتخاب وانتصاب امام مطرح است افضليت امام بر عوام مردم است ، در حالي كه اگر معصوم نباشد ومرتكب خلاف وخطا شود ، درجه واعتبار أو از عوام مردم هم پائينتر خواهد بود .
بيان محقق اردبيلى در اينجا چنين است كه :
وجه ديگر آنكه اگر امام معصوم نباشد وارتكاب معصيت نمايد هرآينه در مرتبه ودرجه كمتر از عوام الناس خواهد بود ؛ چه عوام الناس خوبى عبادت ونيكى پرستش وبدى خطا وقبح گناه را يقينا چنانچه أو مىداند نمىدانند ؛ پس هرگاه مرتكب گناهى شود كه عامي خود را از آن باز
هامش
( 1 ) - حاشية شرح تجريد