خداى متعال گويد چيزى كه جهت ومكان ندارد از بديهيات عقلي آنست كه أو را نمىتوان ديد ، بنابراين مقصود از « رؤيت خدا » ادراك علمي وانكشاف تام مىباشد نه رؤيت با چشم واگر چيزى در شرع خلاف آن يافت شد بايد آن را توجيه نمود ومكررا رؤيت را كناية از علم تام ضروري مىداند ( ر ك : ص 99 و 110 ) . ويا مىگويد : أمور خارق العادة اختصاص به ممكنات دارند وچيزى كه محال عقلي است هرگز اعجاز يا خرق عادت به آن تعلق نمىگيرد ( ر ك : ص 80 ) .
ودر بحث كلام نفسي در پاسخ اشاعره كه آنرا قبول داشته ومىگويند كلام نفسي قديم است ونه خبر است ونه انشاء گويد : اين مثل آن است كه كسى بگويد جنس بدون فصل وجود داشته باشد كلام نفسي را به جنس منطقي وخبر وأنشأ بودن آن را به فصل تشبيه كرده است .
ابهام جنس حسب الكون خذا * إذ كونه الدائر بين ذا وذا
ونيز در بحث تشخّص وتعين واجب تعالى همچون يك فيلسوف وارد بحث شده است ( ر ك : ص 93 و 94 ) .
وگاهى نقلگرا شده وهمچون اخباريين بحث مىكند مثلا وحدانيت خداى متعال را با دليل نقلي اثبات مىكند ( ر ك : ص 93 ) . قدرت خداى متعال را نيز با استدلالهاى شرعي ونقلي بيان مىكند ( ر ك : ص 41 و 46 ) . حتى اثبات وجود خداى متعال از راه كلام پيامبر صلّى اللّه عليه واله ( ر ك : ص 58 ) .
23 - دقتهاى محقق اردبيلى در اين كتاب
بسيار زياد است . مثلا گاهى كلام خواجة نصير را طورى شرح وتفسير مىكند كه أصلا اشكالهاى قوشچى بر آن وارد نباشد ويا حتى ثابت مىكند كه قوشچى مراد خواجة را نفهميده است ( ر ك : ص 46 ) . ودر بحث كلام خدا پس از بيان آنكه صدق « متكلم » بر خدا دليل آن نيست كه مبدأ يعنى تكلّم نيز در أو وجود داشته باشد نتيجة گرفته است كه هيچكدام از معتزله واشاعره أصل مطلب ومدعا را متوجه نشدهاند وتسليم شدن معتزله در برابر اشاعره بىوجه است ( ر ك : ص 77 ) . ويا قوشچى سهوا يا بر