17 - مسأله معاد
پس از بحث امامت به مسأله معاد پرداخته كه به بعضي از مباحث مهم آن اشاره مىكنيم .
يكى از اختلافات اساسى ميان متكلمين وفلاسفه در ملاك احتياج حوادث به علت مىباشد معمولا متكلمين ملاك احتياج را « حدوث » مىدانند ومعتقدند هرچيزى كه حادث است در حدوث خود محتاج به علت ومحدث مىباشد وبنابراين چيزى كه قديم است احتياج به علت نخواهد داشت همانطور كه هرچيزى كه حادث شد پس از حدوث در بقاى خود محتاج به علت نخواهد بود . اما فلاسفه عموما ملاك احتياج را « امكان » مىدانند وهرچيزى كه ممكن الوجود باشد بنظر آنان محتاج به علت مىباشد بنابراين قديم زماني مثل تمام حوادث محتاج به علت مىباشند همانطور كه اشياى در حدوث ودر بقاء نيز محتاج به علت هستند زيرا ملاك احتياج امكان است وممكنات پس از حدوث نيز باز ممكن الوجود هستند .
سيه رويى ز ممكن در دو عالم * جدا هرگز نشد واللّه اعلم
محقق اردبيلى گرچه در ابتدأ در بحث قدرت به روش متكلمين مشى نموده است اما در بحث معاد صريحا مىگويد ملاك احتياج هر حادثى به علت امكان اوست واين امكان هم در حال حدوث وهم در بقاء وجود دارد پس ممكنات دائما محتاج به علت مىباشند . ( ر ك : ص 462 ) .
18 - امتناع اعاده معدوم
اگر چيزى در زماني موجود بود سپس معدوم گشت آيا امكان دارد دوباره به عين وجود أول اعاده شود يا خير ؟ برخى از متكلمين به تصور آنكه معادى را كه تمام أديان الهى آنرا قبول دارند همين اعاده معدوم است معتقدند كه اعاده معدوم جايز است تا بتوانند مسأله معاد را تحليل نمايند . اما همه فلاسفه امتناع عقلي اعاده معدوم را قبول دارند وحتى افرادى مثل ابن سينا مىگويند محال بودن اعاده