البتة مرحوم اردبيلى تنها در آغاز از باب تبرك وتيمن سورهء حمد را تفسير مىنمايد ومباحث فقهى چون استحباب تسميه در آغاز كارها ، اهميت ايمان وتوضيح معناى ايمان را مىآورد ، وآنگاه به بحث طهارت وارد مىشود وآيات مربوط به هر موضوعي را به ترتيب منطقي آية به آية تفسير مىكند .
2 - نگرش تفسيري مقدس اردبيلى جنبه حكمي دارد ، به اين معنا كه با جهتگيرى فقهى به سراغ تفسير آيات مىرود ، گرچه مباحث استطرادى در آن كم نيست ، « 1 » امّا فضاى كلى كتاب را مباحث فقهى اشغال كرده است .
3 - جنبهء تطبيقي ومقايسهاى اين تفسير در نقل آراى مذاهب از ديگر ويژگيهاى زبدة البيان است . با نگاهى به منابع اردبيلى در اين كتاب اين حقيقت روشن مىشود كه به جز تفاسير معروف شيعه چون مجمع البيان طبرسى از تفاسيرى چون كشاف زمخشري ( م 538 ه ) ، مفاتيح الغيب فخر رازي ( م 603 ه ) وأنوار التنزيل قاضى بيضاوى ( م 685 يا 691 ) بسيار سود مىجويد ودر جاى جاى تفسير از اين كتابها نقل وأحيانا نقد وبررسى مىكند . همچنين أقوال صاحبان مذاهب چون حنفيه وشافعيه را در مقايسه با ديدگاه شيعه نقل وتأييد يا رد مىكند وخلاصه در طرح مباحث منحصر به ديدگاه شيعه نمىشود . « 2 »
4 - بهرهگيريهاى كلامي ، اخلاقى ، وتاريخي از تفسير آيات الاحكام يكى ديگر از جهات كلى اين كتاب است . اينكه مرحوم اردبيلى همواره كوشش مىكند در سايه مباحث فقهى مربوط به آيات بحثهاى جنبي را اشاره كند وهر كجا كه مناسب شد به آنها بپردازد ، نشان مىدهد كه وى تنها وامدار طرح مباحث تشريعي نيست ، وبه جنبههاى ديگر مسائل اسلامى چون مباحث اعتقادي واخلاقى پرداخته است . « 3 »
هامش
( 1 ) . به عنوان نمونه ايشان در ص 22 بحثي دربارهء فرزندان آدم دارد كه هيچ جنبه حكمي ندارد وهمچنين در صفحات 47 ( بحث عصمت ) ، 109 ( ولايت ) ، 139 ( اهميت أصول دين وتفكر در آفرينش ) ، 191 ( احباط وتكفير ) ، 325 ( سخاوت ) ومباحث ديگر استطرادى .
( 2 ) . به عنوان نمونه نگاه كنيد : 377 ، 340 ، 286 ، 86 ، 35 ، 34 ، 16 .
( 3 ) . به عنوان نمونه نگاه كنيد : زبدة 390 ، 334 ، 307 ، 305 ، 303 ، 30 ، 24 ، 10 .