قرار نگرفته است ، مثلا احكام ارث در سورهء نساء به آن اشاره شده است ، امّا قسمتى از آن در آيهء 7 وقسمتى ديگر در آيهء 11 و 12 ودر قسمت ديگر در آيهء 19 وقسمتى ديگر در آيهء 33 آمده است . درست است كه برخى از سورههاى قرآن به نام يك عمل عبادي چون حج نامگذارى شده است ، امّا أصل حكم وجوب حج در سورهء آل عمران آيهء 96 آمده است :
« وَلِلَّهِ عَلَى النَّاسِ حِجُّ الْبَيْتِ مَنِ اسْتَطاعَ إِلَيْهِ سَبِيلًا » .
درست است كه مسائلي از احكام طلاق در سورهاى به همين نام آمده است وطبعا اقتضا مىكرده كه تمام مسائل آن در همين سوره مطرح شود ، امّا بسيارى از احكام آن در سورههاى بقره ( 228 - 238 ) واحزاب ( 49 ) آمده است .
اينكه اين روش قرآن در عرضهء احكام چه فلسفهاى دارد وقرآن چه هدفى از اين پراكندگى تعقيب مىكند ، مسألهاى است خارج از بحث ما ، ولى براي كساني كه مىخاستهاند در باب احكام فقهى قرآن سخن بگويند مشكل ايجاد كرده است وآنان را به تكاپو وامىداشته تا آيات هر موضوعي را در كنار هم قرار دهند واز مجموع آنها حكم وفروع مسأله را استنباط كنند .
ويژگى سوم روش قرآن در بيان احكام اين است كه قرآن عموما احكام را به طور قاطع وغيرقابل ترديد بيان نكرده است . همواره در برابر استنباط يك حكم احتمالات وسؤالات بىشمارى مطرح شده است . مثلا در ذيل :
« أَقِمِ الصَّلاةَ طَرَفَيِ النَّهارِ »
( هود / 115 ) ببينيد كه در كتابهاى تفسيري وآيات الاحكام چه اختلافى مطرح است ومنظور از طرفي النهار را چه معنا كردهاند .
برخى آن را وقت نماز فجر ومغرب دانستهاند ، وبرخى صبح وعشا گرفتهاند ، وبرخى صبح وعصر ، وبرخى صبح وظهر . آنچه مهم است اين است كه احكام قرآن در اين زمينه عمدا روشن وگويا بيان نشده وميدان براي بحثها واختلاف آرا فرآهم شده است . اين معنا در باب روزه در آيهء 187 بقره در وقت ابتدأ وانتهاى روزه وآية 196 بقره در احكام حج در
« وَأَتِمُّوا الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلَّهِ »
مطرح است .