993 ، بر طبق مدارك تاريخى انكارناپذير ، شاه عباس آينده در سن 14 سال و شش ماهگى بوده و در اين سن بعيد بهنظر مىرسد كه مقدس او را « بانى ملك عاريت » خطاب كند . سوم اينكه قبل از سن بلوغ از نظر شرعى تقصيراتى متوجه شخص نمىشود . و چهارم اينكه وساطت شخصيتى چون مقدس ، از يك فرد ظالم نيز خود تأملبرانگيز است . چنين بهنظر مىرسد كه در داستانهاى فوق خواستهاند اولا با ايجاد رابطهء نزديك بين شاه عباس صفوى و مقدس اردبيلى ، شاه را مقدسمآب جلوه دهند ، كارى كه حتى در مورد پادشاهان معاصر نيز انجام دادهاند ؛ ثانيا خواستهاند با اشاره به التفات و ارادت شاه عباس به مقدس ، شأن و مقام اين عالم الهى را بزرگتر جلوه دهند غافل از اينكه مقام معنوى او به قدرى و الا است كه نيازى به اين قبيل رابطهها ندارد . داستانهاى ديگرى نيز كه در نشريات معاصر از كتابهاى مختلف اقتباس و چاپ شدهاند عمدتا رنگ و بوى خرافات دارند كه نمونههاى زير شاهد اين مدعاست :
5 - داستان تقسيم عمامه بين برهنگان
نويسندهء اين داستان به منظور نشان دادن درجهء سخاوتمندى مقدس مىگويد كه آن جناب ، عمامهء بزرگى برسر مىگذاشت و چون از خانه بيرون مىآمد ، قطعاتى از آن عمامه را پاره مىكرد و به فقرا و برهنگان مىداد به نحوى كه چون به منزل برمىگشت از عمامه چيزى باقى نمىماند .
نقد داستان : عقل سليم حكم مىكند كه آن عالم ربانى براى كمك به برهنگان ، ترجيح دهند تا به جاى تقسيم پارههاى عمامهء خود بين آنها و تكرار روزمرهء اين كار ، به صورت منطقىتر عمل فرموده و با اهداى پارچه به مقدار لازم و كافى ، برهنگان را پوشش دهند .
6 - داستان عدم قبول مكتوب از سوى مقدس ( ره )
در وصف زهد مقدس در نشريهاى اين داستان جلب توجه مىكند كه اين عالم