توجه به صحت و سقم آنها چاپ كرده ، اذهان و عقايد خوانندگان را آشفته مىسازند . براى روشن شدن موضوع اينك نمونههاى تلخيص شدهء اين داستانها را با نقدى مختصر در زير مىآوريم و داورى نهايى دربارهء آنها را به عهدهء خود شما واگذار مىكنيم :
1 - داستان ساختمان مسجد شاه اصفهان و دعوت شاه عباس از مقدس ( ره ) براى امامت اين مسجد
در كتاب قصص العلماء ، محمد تنكابنى براى نشان دادن علاقهء شاه عباس صفوى به مقدس اردبيلى ، مىنويسد : كه بعد از اتمام ساختمان مسجد شاه اصفهان شاه عباس ، شيخ بهايى را با عدهاى براى دعوت از مقدس ، به عتبات عاليات مىفرستد تا آن عالم ربانى را به همراه خود براى تصدى امامت آن مسجد به اصفهان آورد . . .
نقد داستان : طبق اسناد انكارناپذير ساختمان مسجد شاه در بيست و پنجمين سال سلطنت شاه عباس يعنى در سال 1021 هجرى قمرى شروع شده و در سال 1047 در عصر شاه صفى اتمام يافته است كه در اين سال ، 54 سال از فوت مقدس اردبيلى سپرى شده بود . بنابراين بدون هيچ شبهه ، جعلى بودن داستان و افسانهپردازى صاحب قصص العلماء در اين مورد مسجّل مىشود .
2 - داستان اعتراض مقدس ( ره ) به شيخ بهائى و انصراف مقدس از ادامهء سفر به اصفهان
محمد تنكابنى مىنويسد ، چون شيخ بهائى همسفر مقدس مىشود تا از نجف عازم اصفهان شوند ، بعد از طى يك منزل راه ، شيخ تازيانهاى بر حمار مقدس كه مشغول چريدن بوده مىنوازد و مقدس به خاطر همين قضيّه از شيخ بهائى مكدر