شده و ضمن اعتراض به حيوانآزارى او ، از ادامهء سفر منصرف شده و به نجف برمىگردد .
نقد داستان : چنان كه گفته شد اصل اين داستان جعلى است و اين بخش از داستان نيز ، استخفاف و توهينى است بر هر دو شخصيت ممتاز مذهبى و علمى ايران .
3 - داستان مرقومهء مقدس ( ره ) با عنوان « ايها الاخ الاعز »
باز تنكابنى مىنويسد كه شاه عباس با مقدس اردبيلى مكاتبه داشته و مقدس در نامهاى او را « اخ اعز » يعنى « برادر گرامى » مىخواند . شاه عباس وقتى چشمش به عنوان نامه مىافتد از جاى خود برمىخيزد و آن را بوسيده ، بر چشم و سر خود مىگذارد و وصيّت مىكند كه آن را نگهدارند و در ميان كفن او قرار دهند تا به خاطر اين عنوان خداوند او را مورد بخشايش خود قرار دهد .
نقد داستان : چون عين همين داستان را سيّد نعمت اللّه جزايرى در كتاب زهر الربيع به نام شاه طهماسب نوشته ، در صحت اصل آن ترديد پيش مىآيد .
زيرا معمولا وقتى موضوعى به دو يا چند صورت متفاوت بيان مىشود ، صحّت و اعتبار آن زير سؤال مىرود .
4 - داستان نامهء توصيهآميز مقدس ( ره ) به شاه عباس
داستان بسيار معروفى كه در آن مقدس اردبيلى با نوشتن نامهاى با عنوان « بانى ملك عاريت عباس » از او مىخواهد كه از تقصير ظالمى بگذرد ، تا شايد خداوند نيز از پارهاى از تقصيرات او ( شاه عباس ) گذشت نمايد ، نيز به دلايل زير مشكوك به نظر مىرسد :
اول اينكه در زمان حيات مقدس ، شاه عباس به سلطنت نرسيده بود و خود تحت الحمايه للههائى قرار داشت . دوم اينكه در موقع وفات مقدس به سال