تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 704

مساهمون:

ص٧٠٤
شده و ضمن اعتراض به حيوان‌آزارى او ، از ادامهء سفر منصرف شده و به نجف برمىگردد . نقد داستان : چنان كه گفته شد اصل اين داستان جعلى است و اين بخش از داستان نيز ، استخفاف و توهينى است بر هر دو شخصيت ممتاز مذهبى و علمى ايران .

3 - داستان مرقومهء مقدس ( ره ) با عنوان « ايها الاخ الاعز »

باز تنكابنى مىنويسد كه شاه عباس با مقدس اردبيلى مكاتبه داشته و مقدس در نامه‌اى او را « اخ اعز » يعنى « برادر گرامى » مىخواند . شاه عباس وقتى چشمش به عنوان نامه مىافتد از جاى خود برمىخيزد و آن را بوسيده ، بر چشم و سر خود مىگذارد و وصيّت مىكند كه آن را نگهدارند و در ميان كفن او قرار دهند تا به خاطر اين عنوان خداوند او را مورد بخشايش خود قرار دهد . نقد داستان : چون عين همين داستان را سيّد نعمت اللّه جزايرى در كتاب زهر الربيع به نام شاه طهماسب نوشته ، در صحت اصل آن ترديد پيش مىآيد . زيرا معمولا وقتى موضوعى به دو يا چند صورت متفاوت بيان مىشود ، صحّت و اعتبار آن زير سؤال مىرود .

4 - داستان نامهء توصيه‌آميز مقدس ( ره ) به شاه عباس

داستان بسيار معروفى كه در آن مقدس اردبيلى با نوشتن نامه‌اى با عنوان « بانى ملك عاريت عباس » از او مىخواهد كه از تقصير ظالمى بگذرد ، تا شايد خداوند نيز از پاره‌اى از تقصيرات او ( شاه عباس ) گذشت نمايد ، نيز به دلايل زير مشكوك به نظر مىرسد : اول اينكه در زمان حيات مقدس ، شاه عباس به سلطنت نرسيده بود و خود تحت الحمايه لله‌هائى قرار داشت . دوم اينكه در موقع وفات مقدس به سال