تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 690

مساهمون:

ص٦٩٠
شرقى و طرف پايين پا است داخل ايوان شديم . و در در رواق مكث نفرمود و در حرم ايستاد پس فرمود : زيارت بكن من عرض كردم قارى نيستم فرمود : براى تو بخوانم . گفتم : آرى ، پس فرمود : ءادخل يا اللّه السلام عليك يا رسول اللّه ، السلام عليك يا امير المؤمنين بر هر يك از ائمه سلام كرد و به امام حسن عسگرى رسيد و گفت : السلام عليك يا ابا محمد الحسن العسگرى آنگاه فرمود : امام زمان خود را مىشناسى . گفتم چرا نمىشناسم ، فرمود : سلام كن بر امام زمان خود . گفتم : السلام عليك يا حجة اللّه يا صاحب الزمان يابن الحسن پس تبسم فرمود و گفت : و عليك السلام و رحمة اللّه و بركاته . داخل حرم شديم و ضريح مقدس را چسبيديم و بوسيديم فرمود : كدام زيارت را مىخواهى عرض كردم هر زيارتى كه افضل است . فرمود : زيارت امين اللّه افضل است . آنگاه فرمود : السلام عليكما يا امينى اللّه فى ارضه الخ چراغهاى حرم را روشن كردند و لكن حرم بنور ديگر مثل نور آفتاب منور است بطوريكه شمع‌ها در روز آفتابى روشن بودند . و مرا چنين غفلت گرفته بود كه هيچ اين آيات را ملتفت نمىشدم بعد ، از سمت پايين به پشت سر آمدند فرمودند : آيا جدّم حسين را كه شب جمعه است زيارت نمىكنى ؟ عرض كردم : چرا . زيارت وارث را خواندند و مؤذنها از اذان مغرب فارغ شدند به من دستور داد به جماعت ملحق شوم و خود در طرف راست امام جماعت به تنهائى ايستاد محازى او و من در صف اول جا برايم پيدا شد داخل جماعت شدم بعد از فراغ او را نديدم و هر چه تفحص كردم پيدا نكردم با اينكه قصد داشتم چند قرانى به او بدهم و شب او را مهمان نگه دارم آنگاه بخاطرم آمد كه آن سيد كى بود و آيات و معجزات گذشته را ملتفت شدم و از انقياد من براى مراجعت با آن شغل مهم كه در بغداد داشتم تعجّب كردم و مرا به اسم خطاب كرد و شهادت دادن بر موالى بودن من كه در دل داشتم و ديدن
مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 690 | كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى