تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 688

مساهمون:

ص٦٨٨
يك وقت با آنكه موسم آنها نبود بر بالاى سر ما سايه انداخته گفتم اين نهر و اين درخت‌ها چيست ؟ فرمود : هر كس از مواليان ما كه زيارت كند جد ما را و زيارت كند ما را اينها با او هست . پس گفتم : مىخواهم سؤالى كنم ؟ فرمود : سؤال كن . گفتم : شيخ عبد الرّزاق مرحوم مردى بود مدرس روزى نزد او رفتم شنيدم مىگفت : كسى كه در طول عمر خود روزها روزه باشد و شبها به عبادت بسر برد و چهل حج و عمره بجاى آورد و ميان صفا و مروه بميرد و از مواليان امير المؤمنين عليه السّلام نباشد براى او چيزى نيست . فرمود : آرى و اللّه براى او چيزى نيست . سپس از حال يكى از خويشان خود پرسيدم كه آيا او از مواليان است ؟ فرمود : آرى و هر كه متعلق به تو است . پس گفتم : سيدنا براى من سؤالى است ؟ فرمود : بپرس . گفتم : قراء تعزيهء امام حسين عليه السّلام مىخوانند كه سليمان اعمش آمد نزد شخصى و از زيارت سيد الشهدا عليه السّلام پرسيد . گفت : بدعت است . پس در خواب ديد هودجى را در ميان زمين و آسمان سؤال كرد در آن هودج كيست ؟ به او گفتند فاطمهء زهرا و خديجهء كبرى عليهما السّلام . پس گفت : به كجا مىروند ؟ گفتند به زيارت امام حسين عليه السّلام در امشب كه شب جمعه است . و ديد رقعه‌هايى را كه از هودج مىريزد و در آن نوشته شده است : امان من النار لزوّار الحسين عليه السّلام فى ليلة الجمعه امان من النار يوم القيامه ( امان است از آتش به زوار الحسين عليه السّلام در شب جمعه امان است از آتش روز قيامت ) . اين حديث صحيح است ؟ فرمود : آرى راست و تمام است . گفتم : سيدنا صحيح است كه مىگويند هر كس زيارت كند حسين عليه السّلام را در شب جمعه براى او امان است ؟ فرمود : آرى و اللّه و اشك از چشمان مباركش