تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 686

مساهمون:

ص٦٨٦
فوايد بسيار است و در اين نزديكىها واقع شده هر آينه كافى بود در شرافت و نفاست آن . و بعد از مقدماتى فرموده : حاجى مذكور ( حاج على بغدادى ) ايده اللّه نقل كرد كه در ذمّهء من هشتاد تومان مال امام عليه السّلام جمع شد پس به نجف اشرف رفتم ، بيست تومان به شيخ مرتضى انصارى و بيست تومان به شيخ محمد حسين كاظمينى و بيست تومان به شيخ محمد حسن شروقى و بيست تومان در ذمّهء من باقى ماند . به بغداد برگشتم و به زيارت امامين همامين كاظمين عليهما السّلام مشرف شدم و پس از آن رفتم خدمت شيخ محمد حسن كاظمينى آل يس مقدارى از آن بيست تومان دادم مابقى را وعده دادم بعد از فروش اجناس به تدريج بپردازم . برگشتم كه عصر پنج‌شنبه مزد عملهء كارخانهء شعربافى را بپردازم چون يك سوم راه را آمدم سيد جليلى را ديدم كه از طرف بغداد به طرف من مىآيد ، چون نزديك شد سلام كرد ، و دستهاى خود را گشود با من مصافحه و معانقه فرمود و يكديگر را بوسيديم و بر سر عمامهء سبز و روشن و خال سياهى بزرگ بر رخسار مباركش بود ايستاد و فرمود : حاجى على خير است به كجا مىروى ؟ عرض كردم : كاظمين را زيارت كردم به بغداد برمىگردم . فرمود : امشب شب جمعه است برگرد ؟ گفتم يا سيّدى متمكن نيستم . فرمود : هستى برگرد تا شهادت دهم كه تو از مواليان جد من امير المؤمنين عليه السّلام و از مواليان مائى و شيخ شهادت دهد زيرا كه خداى متعال امر فرموده دو شاهد بگيريد . و اين اشاره به مطلبى بود كه در خاطر داشتم شيخ را شاهد بگيرم
مقالات كنگره محقق اردبيلى ( مقالات ) ( فارسى ) — صفحة 686 | كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى