مىآميزد ، « 1 » حتى گاهى حكمت عملى را برهان حكمت نظرى و بالعكس قرار مىدهد .
از آنجا كه مقدّس اردبيلى علاوه بر بحث علمى و تفسير آيهها به فكر تهذيب و تربيت جانها هم هست در موارد زيادى مطالب مناسب اخلاقى را به ميان مىآورد ، گويا بيش از آنكه در قيد تنظيم كتاب و ترتيب فصول باشد به فكر انسانسازى است .
چنين شيوهاى را كمابيش قدما هم داشتهاند ، به عنوان نمونه ابو جعفر احمد بن ادريس حلّى رحمه اللّه - گذشته از آنكه مستطرفات را پايانبخش سرائر قرار داده - استطرادا در متن كتاب نكات اخلاقى هم دارد چنان كه در باب خمس اين قصّه را آورده است :
لمّا سار أمير المؤمنين عليه السّلام ، إلى صفين ، قالوا : ثمّ مضى نحو ساباط ، حتّى انتهى إلى مدينة بهرسير ، و إذا رجل من أصحابه ينظر إلى آثار كسرى ، و هو يتمثّل بقول ابن يعفور التميمى :
جرت الرياح على محلّ ديارهم * فكانّما كانوا على ميعاد
قال عليه السّلام : أفلا قلت : كم تركوا من جنّات و عيون و زروع و مقام كريم و نعمة كانوا فيها فاكهين ، كذلك و أورثناها قوما آخرين . « 2 »
* * *
پايبند بودن به نصّ و برهان
3 - فقهاى شيعه از قياس و استحسان و خودرأيى دورى مىكنند و مقدس اردبيلى بر اين موضع پافشارى دارد و بر اقتصار بر نصوص ، و تبعيّت از براهين عقلى اصرار مىورزد اينك اشاراتى بدين نكته :
هامش
( 1 ) . ر ك : وعدهء ديدار ، حضرت امام خمينى قدس سره ، ص 92 و ص 82 .
( 2 ) . سرائر ج 1 ، ص 484 - 485 ؛ و آيه از سورهء دخان 25 - 28 .