سيد عبد الحسين خاتون آبادى ضمن نقل حوادث سال 995 آورده است :
آيات الأحكام آخوند مولانا احمد اردبيلى را - كه استنساخ آن سال 995 در نجف اشرف به پايان رسيده بود - ديدم ، در وسط آيات الأحكام به نظر رسيد كه شرح ارشاد قبل از آن نوشته شده است و چون از آخوند ، فتوا به جواز تقليد در اصول دين مشهور است و در رسالهء اصول دين و شرح ارشاد - در مبحث نماز جمعه و غيره - به جواز تقليد در اصول دين تصريح كرده است ولى در چند موضع « 1 » از آيات الاحكام تصريح مىنمايد : « در اصول دين تقليد جايز نيست و بايد علم يقينى تحصيل نمود » معلوم مىشود تجديدنظر نموده و تأليف آيات الأحكام ، ديرتر بوده است . چون وفات آن مرحوم به دست فقير نيامد اندك نامشخص است كه بعد از آيات الأحكام ، ديگر تصنيفى داشته است يا نه . « 2 »
روش محقق در فقه القرآن
مقدمهء اوّل
در تفسير آيات فقهى قرآن كريم دو سبك رايج است الف : معمولا اهل سنت آيات فقهى را به سبك تفاسير ترتيبى از سورهء بقره تا آخر قرآن بررسى كردهاند و عالمان شيعه بيشتر به سبك تفاسير موضوعى و نظير ابواب كتب فقه پيش رفتهاند ، ارزيابى اينكه كدام روش سودمندتر است مجالى ديگر مىخواهد ، ولى محقّق راه دوم را پيموده و از كتاب الطهارة و الصلاة شروع كرده است . و چون در اين روش عملا سر برخى آيههايى كه بار فقهى هم دارند بىكلاه مىماند و عنوان مناسبشان در آيات الاحكامها نيامده است ، محقّق بهانههايى براى بيان اين دسته
هامش
( 1 ) . ر ك : زبدة البيان ، ص 139 - 140 و 343 - 345 و 617 - 620 و 66 .
( 2 ) . وقايع السنين و الأعوام ، ص 494 - 495 .