و آنك مىپردازيم به كلمات ضدّ طيب و طاهر مثل نجس و خبيث و نظاير آنها كه بسيارند و ما به اندكى از آن بسيار اشاره مىكنيم .
نجس : واژه نجس فقط در يك آيه قرآنى آمده است :
« إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ فَلا يَقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ »
توبه / 28 : جز اين نيست كه مشركان نجس و پليدند پس نزديك مسجد الحرام نشوند .
شيخ طبرسى مىنويسد : « معناه انّ الكافرين انجاس » « 1 » : كافران ، نجس و ناپاكند . طائفهاى از فقها گفتهاند : كافر نجس العين است و ظاهر آيه همين است ، و مطابق مذهب اماميّه اگر مسلمانى با كافرى دست دهد و دست يكى از آن دو مرطوب باشد لازم است كه مسلمان دست خويش آب كشد و اگر خشك بود دست به ديوار كشد ، و علت اينكه كافران را نجس خواندهاند آنست كه عقايد و سخنانشان ، خبيث و پليد است .
و مراغى مىنويسد : نجاست اسمى است از نجس به معناى قذر و غير نظيف . « 2 »
و راغب اصفهانى مىنويسد : نجاست همان قذارت و پليدى است و آن دو نوع مىباشد نوع اوّل به حسّ درك شود و نوع دوم فقط به بصيرت آيد و اين همان است كه خداوند فرمود :
« إِنَّمَا الْمُشْرِكُونَ نَجَسٌ »
. « 3 »
مغنيّه در اين رابطه مىنويسد : مسجد را نبايد با نجاست آلود و اگر نجسى در آن بود آن را بيرون بايد برد اعم از اينكه آن نجس ، انسان باشد و يا حيوان و يا جز آنها و اعمّ از اينكه نجاست سرايت كند و جاهاى ديگر از فضاى مسجد را بيالايد و يا موجب بىحرمتى بشود يا نه . دليل ما اطلاق آيهء مزبور است كه قيدى
هامش
( 1 ) . مجمع البيان ، ج 3 ، ص 20 .
( 2 ) . احمد مصطفى مراغى ، تفسير المراغى ، ج 10 ، ص 88 ، قاهرة 1373 ه ق .
( 3 ) . راغب اصفهانى ، المفردات ، افست مرتضوى ، تهران .