ظاهر اين است كه حكم مسأله ( مورد بحث ) در زمان شيخ طوسى اجماعى نبوده بر اساس آنچه كه از كتاب خلاف آشكار مىگردد .
شيخ طوسى در چند مورد از جمله مسأله 294 بر صحيح نبودن معاملات صبى به اجماع تمسك نمىكند و به احاديث رفع القلم و اينكه صحت حكم شرعى است و از جانب شارع اين حكم ثابت نشده استدلال مىكند در حالى كه شيخ در كتاب خلاف در بيشتر موارد به اجماع تمسك مىكند ، اگر اين مسأله اجماعى باشد شيخ به آن تمسك مىكرد « 1 »
محقق ايروانى مىفرمايد : و الاجماع غير ثابت كما يظهر من مخالفة المحقق الاردبيلى و اكتفائه بالرشد و كذا القاضى . « 2 »
در اين مسأله اجماع ثابت نيست زيرا محقق اردبيلى مخالفت كرده و در رفع حجر صبى به رشد صبى بسنده كرده و همچنين قاضى .
محقق اردبيلى در اين ارتباط مىفرمايد : و الاجماع مطلقا غير ظاهر .
اجماع در اين مسأله ( بطلان معاملات صبى نابالغ ) ظاهر نيست مطلقا چه منقول و چه محصل . « 3 »
شيخ الفقهاء و المجتهدين اراكى مىفرمايد : گرچه به اجماع منقول بر اين مسأله استدلال شده و لكن اجماع محصل كه وجود ندارد و اجماع منقول نيز حجت نيست . « 4 »
و اما اشكال كبروى : بر فرض اينكه اجماعى در اين مسأله وجود داشته باشد حجيت ندارد زيرا مدركى است و بىشك اجماع مستند به آيات و روايات است .
هامش
( 1 ) . شيخ طوسى ، كتاب خلاف ، ج 3 ، ص 178 ، مؤسسه نشر اسلامى .
( 2 ) . محقق ايروانى ، حاشية المكاسب ، ص 107 ، مطبعه رشديه طهران .
( 3 ) . محقق اردبيلى ، مجمع الفائده و البرهان ، ج 8 ، ص 152 .
( 4 ) . كتاب البيع ، ج 2 ، ص 242 ، طبع اول ، مؤسسه اسماعيليان .