فكرى نه بلوغ سنى .
و اما روايت سوم گرچه سخنى از رشد صبى به ميان نيامده و ملاك صحت خريد و فروش پسر بچه رسيدن به سن پانزده سالگى و يا احتلام و يا روييدن موى بر صورت و يا زهار او دانسته شده ولى به قرينه روايت اول و دوم دور نيست اگر بگويم بلوغ سنى و اين علائم سهگانه امارهاند جهت حصول رشد فكرى بويژه كه صحت و بطلان معاملات از امور تعبدى محض نيست و مناسب حكم و موضوع اقتضا مىكند كه ملاك صحت و بطلان رشد فكرى و اجتماعى باشد .
افزون بر اين مطالب اين روايت از نظر سند ضعيف است زيرا عبد العزيز عبدى توثيق ندارد .
و اما روايت چهارم به قرينه ذيل روايت كه مىفرمايد چنانچه يتيم بالغ گردد ولى سفيه و يا ضعيف باشد كارهايش روا نيست ، مىتوانيم بگوييم اين روايت نيز دلالت دارد بر شرطيت رشد فكرى .
نتيجه
گزيده سخن در بخش روايات اين است كه دسته اول و دوم ارتباطى به شرطيت بلوغ سنى و يا رشد فكرى صبى در نفوذ تصرفاتش ندارد .
و دسته سوم شمارى از روايات نصاند در شرطيت رشد عقلى و اجتماعى صبى و يكى از روايت گرچه نص نيست ولى ذيل آن قرينه است و ظهور در شرطيت رشد صبى پيدا مىكند و اما روايت سوم به قرينه اين سه روايت و به قرينه مناسبت حكم و موضوع حمل مىگردد و بر اينكه بلوغ سنى علامت تحقق حصول رشد فكرى است .
پس روايات دلالت دارند بر شرطيت رشد فكرى و اما از نظر سند برخى از اين روايات بىشك معتبرند مثل معتبره هشام و معتبره عيص و خادم .