و لكن مقصود اين جمله نفى مفهوم كلى مىباشد ولى مفهوم جزيى مورد پذيرش بسيارى از بزرگان علم اصول است .
اشكال ديگر كه ممكن است بر اين مدعى شود اين است كه روايت در مورد كنيزان و غلامان است و نمىشود به غير آن دو اين حكم را سرايت بدهيم .
پاسخ اين اشكال عبارتست از اينكه : اولا غلام در روايت به معناى صبى است نه به معناى عبد ؛ ثانيا بر فرض اينكه معناى غلام مجمل باشد كلمه صغير هست ؛ ثالثا مناسبت حكم و موضوع اقتضا مىكند اين حكم اختصاص به عبيد و اماء نداشته باشد .
پس دلالت اين روايت بر صحت معاملات صبى و نفوذ تصرفاتش تمام است .
2 - روايت زرارة عن ابى جعفر عليه السلام قال اذا اتى على الغلام عشر سنين فانه يجوز له فى ماله ما اعتق او تصدق او اوصى على معروف و حق فهو جائز . « 1 »
زراره از امام باقر نقل مىكند كه فرمود : اگر پسر بچه به سن ده سالگى برسد عتق ، صدقه و وصيت او مطابق قرآن رواست .
در اين روايت نيز بلوغ سنى در نفوذ پارهاى از تصرفات صبى ناديده گرفته شده است .
لازم به يادآورى است اين روايت حمل شده بر موارد استثناء صحت تصرفات صبى نابالغ .
3 - روايت حفص مروزى عن الرجل عليه السلام قال : اذا تم للغلام ثمان سنين فجايز امره الخ .
پسر بچه هرگاه به هشت سالگى برسد كارهاى او رواست .
هامش
( 1 ) . وسايل الشيعه ، ج 13 ، ص 449 ، باب 44 ، از احكام وصايا ، ح 4 .