و به عبارت ديگر : بلوغ عبارتست از نيرويى كه در صبى پيدا مىگردد كه با آن از حالت طفوليت خارج مىگردد . « 1 »
بنابراين معناى لغوى بلوغ با معناى اصطلاحى آن بهم نزديك مىباشند و اختلاف زيادى ندارند .
نظر فقها
در اين مسأله اقوال گوناگون ابراز شده و در ميان آنها چند نظر از اهميت زيادترى برخوردار است از جمله :
1 - بطلان معاملات صبى گرچه اجراء صيغه عقد و ايقاع باشد .
2 - تفصيل ميان عقد و ايقاع صبى و اجراء صيغه عقد و ايقاع ، اوّلى باطل و دومى صحيح است .
3 - تفصيل ميان معاملات صبى مستقلا كه باطل است و معاملات صبى با اذن ولى كه صحيح است .
4 - صحت معاملات صبى رشيد مطلقا گرچه بىاذن ولى باشد . « 2 »
مقدس اردبيلى كه به تعبير آية اللّه العظمى بروجردى بايد بگويم محقق اردبيلى « 3 » بر خلاف بسيارى از فقيهان پيشين نظر چهارم را پذيرفته است و ضمن رد ادلهاى كه مىتواند بر سه قول اول اقامه گردد چند دليل بر اثبات نظريه خويش اقامه كرده .
اين نوشته درپى آن است تا باور محقق اردبيلى را اثبات كند از اينرو در
هامش
( 1 ) . شرح زرقانى ، ج 5 ، ص 290 ، دار المعارف مصر ، عبارت كتاب اين چنين مىباشد : « انتهاء حد الصغر فى الانسان ليكون اهلا للتكاليف الشرعية او هو قوة تحدث فى الصبى يخرج بها عن حالة الطفولية الى غيرها . »
( 2 ) . مقدس اردبيلى ، مجمع الفائدة و البرهان فى شرح ارشاد الاذهان ، ج 8 ، ص 152 ، مؤسسه نشر اسلامى .
( 3 ) . اين تعبير را از آية اللّه اشتهاردى يكى از مصححان كتاب مجمع الفائدة شنيدم .