فى كل فائدة تحصل للانسان - بهذه الآية فان فى عرف اللغة يطلق على جميع ذلك اسم الغنم و الغنيمة انتهى . » « 1 »
سپس با نقد اين سخن و ضمن عدم صحت خبرى كه بر اين مطلب دلالت مىكند ، معتقد است كه اگر روايت عام باشد ، بايد به بيش از آنچه صاحب مجمع البيان اظهار داشته ، دلالت كند . آنگاه ضمن ايراد اشكالاتى بر اين ديدگاه مىگويد :
« و نجد فى الايجاب . . . عسرا و ضيقا و مثلهما منفى غالبا فى الشريعة السهلة و الاجماع المدعى غير معلوم » « 2 »
ايشان پس از نقل اقوال فقهاء ، مخالفت با اصحاب را كه قائل به « عدم وجوب خمس » در ارباح مكاسب شدهاند ، هر چند مشكل مىداند اما فتوى به وجوب را بالاخص بر شيعه و بويژه نسبت به سهم امام در زمان غيبت مشكلتر مىداند . و در نهايت نتيجه مىگيرد كه در زمان غيبت پرداخت سهم سادات بر مردم واجب و پرداخت سهم امام عليه السّلام نيز احتياط واجب است . « 3 »
ناگفته نماند كه ميزان دلالت اين اصل در موارد ياد شده ، يكسان نيست ، برخى در حد اشعار ، برخى در حد ظهور و . . . مىباشد .
ب : نوآورى و تحقيق
محقق اردبيلى يكى از فقهاى نوآور و دقيقى است كه با تأمل و تشكيك در آراء فقهى فقهاء سلف و ادلهء آنها ، دريچههايى نو به روى آيندگان گشوده است .
صاحب جواهر كه به نظرات و ديدگاههاى او پرداخته ، در بسيارى از موارد از او به عنوان اولين كسى كه با فقهاى قبل از خود مخالفت كرده و سخن جديدى عرضه كرده ، ياد مىكند و البته در موارد فراوانى هم گروهى از فقهاى بعدى از او
هامش
( 1 و 2 و 3 ) همان ، ج 4 ، ص 316 و 317 .