« نماز عبادتى است كه همه روزه تكرار مىشود . اگر شخصى پس از شصت يا هفتاد سال مستبصر شد ، الزام او به قضاى نمازهاى گذشته ، شاق و دشوار و مخالف با حكمت است . زيرا چنين الزامى موجب بيزارى شخص و بى ميلى به هدايت و ايمان خواهد بود . »
ايشان در ادامه ، نكتهاى اساسى را پيرامون نقش و رسالت فقه و فقيه متذكر شده ، اظهار مىدارند :
« ان هذا هو وظيفة الفقيه و اما صحّة عباداتهم فى نفس الامر بمعنى وجوب ترتّب الثواب عليها و القبول عند اللّه فذلك ليس من الفقه و لا بضرورى لاحد فتفويضه الى اللّه اولى » « 1 »
احكامى دربارهء حج
10 - در بحث حج نيابى مىفرمايد :
كسى كه حج نيابى را با عمل حرامى فاسد كرده ، انجام حج ديگرى بدون اجرت بر او واجب نيست چون تكليف به حج ، دو مرتبه ، آن هم بدون اجرت ، تكليفى شاق و توأم با حرج و تنگناست ، چنانچه با شريعت سهله ناسازگار مىباشد . « 2 »
10 - كسى كه حج ميقاتى بر او واجب است ولى عامدا و عالما تعدى نموده ، بازگشت و احرام بستن بر او واجب است :
« الّا ان الشريعة السهلة - و عدم الضيق و الحرج و ارادة اليسر دون العسر - مشعر بالصحة و ان فعل حراما و عصى و يتوب و يعفو عنه تعالى . » « 3 »
11 - در ايراد بر كلام شهيد كه بازگشت به مكه را براى كسى كه طواف را
هامش
( 1 ) . همان ، ج 3 ، ص 213 و 214 .
( 2 ) . همان ، ج 6 ، ص 142 .
( 3 ) . همان ، ص 191 .