تخطي إلى المحتوى الرئيسي

وحدت اسلامى بر پايه مرجعيت علمى اهل بيت ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 76

مساهمون:

ص٧٦
زيرا مسلمانان در آن مرحلهء تاريخى در حال تثبيت موجوديت ، قدرت و حاكميت خويش بر سرزمينهاى تازه فتح شده و گسترش دولت اسلامى بودند و موقعيت اجازه نمىداد كسى از موضوع خلافت چون برگ برنده‌اى در راه تفرقه در ميان امت ، سوءاستفاده كند و نقشه‌هاى خويش را پيش ببرد . اين موضع اصولى امام در برخورد او با ابوسفيان آشكار است . هنگامى كه پس از ماجراى سقيفه به وى پيشنهاد تصدى خلافت را داد ، امام او را از خود راند و اهداف نادرستش را بر ملا نمود . از اين بالاتر ، در طول دوران زمامدارى خلفاى قبل از خود ، هيچ‌گاه از بيان نظرات خير خواهانه و ارائهء مشورت به آنان دريغ نورزيد . كافى است كه به خطبهء شقشقيه و نامهء امام به اهالى مصر كه توسط مالك اشتر براى آنان فرستاده بود ، نگاهى بيندازيم تا به طور خلاصه بر اين حقايق وقوف پيدا كنيم . امام در پيام به ملت مصر مىفرمايد : « ان الله سبحانه بعث نذيراً للعالمين ، ومهيمنا على المسلمين ، فلما مضى تنازع المسلمون الامر من بعده ، فوالله ما كان يلقي في روعي ولا يخطر ببالي ان العرب تزيح هذا الامر من بعده عن اهل بيته ولا انهم منحوه عني من بعده . فما راعني الا انثيال الناس على فلان يبايعونه فأمسكت يدي حتى رأيت راجعة الناس قد رجعت عن الاسلام يدعون الى محق دين محمد ، فخشيت إن أنا لم انصر الاسلام واهله ان أرى فيه ثلما او هدما تكون المصيبة به على اعظم من فوت ولا يتكم التي انما هي متاع ايام قلائل يزول