در حال پژوهش درباره او و تاريخچه زندگى اوست - براى من گفته كه نوشتهاى خطى
وجود دارد كه در آن به نقل از ابن النحوى داستانى طولانى را بازمىگويد كه ماحصل آن از اين قرار است كه سيد حسنالانور در ريف ( روستا ) مصر بهخاك سپرده شده و اگر اين سخن درست باشد [ احتمالا ] جسد بازمانده او را به مسجد كنونىاش انتقال دادهاند .
نظر شيخ عبدالغفور با آنچه كه الشيخ الصبان در كتاب خود اسعاف الراغبين « 1 » به نقل از الشعرانى « 2 » در ( المنن ) روايت كرده همخوانى دارد : « امام الحسن الانور پدر بانو نفيسه در خاك مشهورى در نزديكى جامع القراء ميان مجراة القلعه و مسجد عمر بهخاك سپرده شده است . » كسى كه اين مكان را پرآوازه ساخت و بر روى آن گنبدى بنا كرد ، بنابه نظر على پاشا مبارك « 3 » ، جناب عبدالرحمن كدخدا بود كه خداى خيرش دهد و او را از الطاف بيكران خود بهرهمند سازد .
از اينجا اختلاف نظر نويسندگان پيرامون محل خاكسپارى الحسن الانور در مصر روشن مىشود هرچند امام الشعرانى برآناست كه روح آدمى در برزخ مانند كسى است كه در رودخانه جارى شنا مىكند و به هرجا مىرود يعنى در هرجايى ظاهر مىشود و اين چيزى است كه بنابه گفته برخى ، آنرا ديدهاند يا روح در آن ظاهر شده است و حتى صوفيانى وجود دارند كه معتقدند انتقال باطنى صورت مىگيرد . روزهاى اندكى پس از بهخاك سپارى قطب ، قبر را مىشكافند ولى چيزى در آن نمىيابند و [ جسد ] به جاى ديگرى انتقال يافته است .
در واقع شواهد فراوانى وجود دارد كه حضور و وجود اهل بيت - بهويژه كسانى كه پيرامون بهخاك سپردنشان در مصر اختلاف نظر است - را در اين سرزمين ثابت مىكند .
هامش
( 1 ) - اسعاف الراغبين چاپ شده در حاشيه نورالابصار : صفحه 338 و نگاه كنيد به لواقح الانوار فى طبقات الاخيار 2 : 271 .
( 2 ) - نگاه كنيد به : لواقح الانوار 2 : 270 .
( 3 ) - الخطط التوفيقية 5 : 272 - 271 .