مىنمود و در عفت و پاكدامنى و ايمان و جايگاه والايى كه در خاندان گرانقدر نبوى داشت ، زبانزد بود .
او اواخر عمر را به اطاعت خدا و روزهدارى و شبزندهدارى و نيكوكارى به فقرا و نيازمندان سپرى كرد و سرانجام به لقاءالله پيوست .
در اين ميان راويانى هستند كه گفتهها و كردههاى بسيارى را به وى نسبت مىدهند و البته گروه ديگرى از راويان نيز در اين گفتههاى نسبت داده شده ترديد كردهاند و ما در اينجا از هر دو گروه سخنانى بازمىگوييم : در برخى كتب اين دسته راويان آمده است كه بانو سكينه موى خود را چنان مىآراست و كوتاه مىكرد و طرّه گيسو مىبست كه بهتر و زيباتر از آن كسى نديده بود لذا از طره سكينه يا گيسوى سكينه « 1 » سخن مىگفتند ! مسلما اينكارمستلزم صرف وقت بسيار براى آراستن مو وتشكيل طرّه زيبايى از آن است .
در ردّ اين داستان ، شيخ محمد عثمان در يكى از نوشتههايش يادآور شده است : اين سخن با گفته امام حسين به المثنى ( برادرزادهاش ) بههنگام خواستگارى از وى در
هامش
( 1 ) - داستان آرايش مو و شهرت آن نيز در شمار داستانهاى نقل شده از سوى ابوالفرج در كتاب خود الاغانى 14 : 159 به نقل از الزبير بن به كار به نقل از عمويش مصعب است و اين هر دو در دشمنى و خصومت نسبت به خاندان على ( ع ) چنان پرآوازهاند كه المرزبانى نيز بدان اشاره كرده مىگويد : انحراف الزبير بن به كار از اهل بيت كاملا آشكار است . نمىتوان شعرهاى دزدى او از كثير شاعر را در جهت تشيّع وى پذيرفت ( الموشح : 155 - 154 )
علماى رجال و سيره نويسان در مورد اين دو نفر ميزان و اعتبار آنان در مقام نقل و حديث را براى خواننده روشن مىسازند .
ابنالاثير مىگويد : « مصعب بن عبدالله بن مصعب بن ثابت بن عبدالله بن الزبير بن العوام نسبت به على منحرف بود » الكامل 7 : 19 ( در حوادث سال 236 هجرى ) . و ابن حجر مىگويد : « احمد بن على السليمانى در روايات خود اعتمادى به الزبير بن به كار ندارد زيرا او از رجال ضعيف ، روايات بسيارى را نقل كرده است . » ( تهذيب التهذيب 3 : 313 )
و ابن النديم مىگويد : « مصعب الزبيرى و پدرش عبدالله از جمله بدترين مردم بودند و با على و خاندان على دشمنى داشتند . » ( الفهرست : 160 )
و شيخ مفيد يادآور شده كه : « الزبير بن به كار در حديث و نقل روايت و اهانت در حق اهل بيت ( ع ) نه امانتدار بود و نه قابل اعتماد . » ( المسائل السروية : 61 مسئله شماره 10 )