زبانزد شده بود . ولى اين برازندگى و شيرين سخنى و خوشطبعىاش او را از عبادت و خشوعى كه به حدّ اعلا مىرسيد ، بازنمىداشت . بانو سكينه شاهد حوادث كربلا در سال 60 ه - - هنگامى كه همراه پدرش امام حسين [ ع ] به مصاف لشكريان يزيد بن معاويه - بود و زمانى كه امام حسين در اين نبرد به شهادت رسيد بانو سكينه همراه با كاروان اسيران همراه با ديگر زنان اهل بيت ، به دمشق برده شد و پس از مدتى كه از اقامتش در دمشق گذشت ، يزيد بن معاوية به او اجازه داد همراه با عمهاش بانو زينب به مدينه منوره بازگردد و آنجا در كنار مادرش بود تا سرانجام مادر وفات كرد . از آن هنگام و تا ازدواج همراه با برادرش امام زينالعابدين [ ع ] زندگى مىكرد .
راويان و مؤرخان در شمار همسران اين بانوى بزرگوار اختلافنظر دارند ؛ گفته شده است او دوبار ازدواج كرد ؛ يكبار هم گفته شده است ولى اغلب روايات برآنند كه او سه بار ازدواج كرد و همسرانش به ترتيب عبارتند از : مصعب بن الزبير ، عبدالله بن عثمان بن عفان و سرانجام يزيد بن عثمان بن عفان . ابن خلكان گفته است : او با الاصبغ بن عبدالعزيز بن مروان ازدواج كرد . « 1 »
اگر بانو سكينه در هنگام شهادت پدر خود امام حسين [ ع ] در حادثه كربلا حضور داشت ، با ايام كشته شدن همسرش مصعب بن الزبير نيز كه در سال 65 ه - از سوى برادرش عبدالله بن الزبير بن العوام متولى امارت مدينه منوره شده بود ، معاصر بود ؛ مصعب پس از متولد شدن دخترش از بانو سكينه در 72 ه - و در جنگ عليه لشكريان عبدالله بن مروان كه از شام عازم مدينه شده بود ، كشته شد .
پس از وفات شوهر ، بانو سكينه به روزهدارى و شبزندهدارى و نيكوكارى و رسيدگى به وضع نيازمندان و مستمندان پرداخت تا سرانجام خداوند در روز پنجم ماه ربيعالاول 117 ه - ق در سن نزديك به هفتاد سالگى ، او را به جوار خود فراخواند .
هامش
( 1 ) - تقريبا تنها اوست كه چنين گفته و ما پيش از اين درباره اين مسئله سخن گفتيم .